نوه امام یا ...؟

25اسفند ماه ، سالروزارتحال یادگار امام راحل ، سید احمد آقای خمینی است. او کسی است که همواره در کنار امام بود و خود را خادم امام می دانست . یادم می آید وقتی که ایام عروج حضرت روح الله فرا می رسید ، صدا و سیما فیلمهایی از حضور بی نظیر مردم در تشییع آن یار سفر کرده پخش می کرد .در یکی از این فیلم ها نشان می داد که رهبر معظم انقلاب برای عرض تسلیت به بیت امام ، به منزل ایشان می آیند و سید احمد آقا ، دو زانو و بسیار مودبانه ، از رهبری بخاطر حضورشون تشکر می کنند و به رهبری عرض می کنند که بعد از امام ، شما ولی ما هستید و ما مطیع شما هستیم و با شما بیعت می کنیم. این در حالی است که چند روز پیش سایت بالاترین که زیر نظر منوشه امیر ، صهیونیست ایرانی الاصل و مدیر شبکه فارسی زبان رادیو اسرائیل که در تمامی فتنه های اخیر ، نقش هماهنگ کننده ی سایت های وابسته به سران فتنه را داشته ،به حمایت آشکار از سید حسن خمینی می پردازد و خطاب به نوه ی امام راحل می نویسد :«تا دیر نشده آغازگر حرکتی باشید که شاید بعد از شما در تاریخ سیاست کثیف ایران [با پوزش از ساحت مقدس امام راحل ]نهادینه گردد.»

این سایت در ادامه از سید حسن خمینی و یاسر خمینی و زهرا اشراقی(همسر سید محمد خاتمی)می خواهد که اعتراض خود را با نقد افکار امام و شکستن تقدس آن بزرگوار آغاز کنند و اینطور ادامه می دهد : «از بزرگ خاندان خودتان شروع کنید و با نقد افکار امام خمینی ، این تابوی دیرینه در ایران را بشکنید.»آقای سید حسن خمینی چطور می توانند پاسخگو باشند در حالیکه در این سایت صهیونیستی آمده که «جناب سید حسن خمینی ! نقد پدر بزرگ و پدرتان احمد خمینی آسان نیست ،اما، اکنون بهترین زمان است ، زمان را از دست ندهید و نامتان را در تاریخ ایران جاودانه کنید.»!!!

البته باید به سایت بالاترین هم حق داد . چرا که پیشنهاد منوشه امیر صهیونیست در همان چارچوبی است که جناب سید حسن خمینی از آن حمایت کرده و قرآن کریم چقدر زیبا فرموده که «ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه ...نزدیکترین افراد به حضرت ابراهیم کسانی هستند که از ایشان پیروی می کنند.»

ولی ما امیدواریم که سید حسن خمینی ، نوه ی امام راحل ، این بار دیگر دست رد به سینه ی دشمن قسم خورده ی نظام و اسلام بزند چرا که طبق فرمایش قرآن ، یهودیان و مسیحیان هیچ وقت از ما راضی نخواهند شد مگر آنکه به طور کامل از آیین تحریف شده ی آنان پیروی کنیم.

!!!الجنبش السبز فی عراق

آهای ، آهای...                         تقلب ،تقلب...

گفتم:کجا؟گفت:چقدر تو خنگی،تقلب شده.ایها الناس.هیچ کس نیست به داد ما برسه؟اول توی ایران بعد هم ایجا.

گفتم:اینجا کجاست؟گفت:اینجا دیگه ، عراق .گفتم : تقلب؟گفت : ای بابا،انگار تو باغ نیستی ها.مگه چند روز پیش توی عراق انتخابات نبود.یکی از رفقای ما هم جزء کاندیدا بود.گفتم:کی رو میگی؟گفت:ایاد علاوی.اون خودش شب انتخابات گفت که من برنده ی قاطع در انتخابات هستم .آخه پری شب توی مناظره گفته بود من یک فرد انقلابی(بخوانید بعثی )هستم و این آقا (یعنی نوری مالکی)هرچی میخواد میگه شما الیخش رو (یعنی یخش (یقش)رو )نمیگیرید .گفتم : دیگه چی؟گفت : همسر یکی از مقامات عراقی هم توی انتخابات شرکت کرده و گفته اگر ایاد علاوی رای نیاورد بریزید توی خیابونها و بگید تقلب شده.

باز دوباره شروع کرد:تقلب ،تقلب شده...

گفتم:حالا چقدر رای آورده؟گفت : توی نجف آقای متقلب(نوری مالکی)۵۵هزار رای،عمار حکیم ۴۸ هزار رای، و ایاد ما هم ۹ هزار رای.گفتم:تا حالا کاری کرده که بتونه اثبات کنه تقلب شده؟گفت:آره،۱۰ ،۲۰ تا بیانیه داده و حتی افرادی که قبل از انتخابات بمب گذاری کردند رو مردمانی خداجو معرفی کرده.

گفتم : دیگه چی؟گفت:BBCو شبکه های دیگه خیلی سعی کردند بگن تقلب شده ولی ...حتی دیشب یه نفر زنگ زد BBCگفته مگه ما چی مون از جنبش سبز آقای موسوی کمتره.ما هم یه جنبش درست میکنیم به نام جنبش سبز راه راه . بهش گفتم:وای سا، با این عجله کجا داری میری؟گفت:میرم تی شرت سبز از نوع راه راه بگیرم ، امروز تجمع داریم نزدیک چاه های نفت.

معصومی نژاد را آزاد کنید.

حمید معصومی‌نژاد خبرنگار واحد مرکزی خبر در رم است.

51 سال سن دارد و هم در راهپیمایی‌های انقلاب بوده و هم در جنگ تحمیلی.در یک کلام مرد شجاع جنگ است.خبرهایش از رم را همه به خاطر دارند. از رسوایی اخلاقی برلوسکونی تا ورشکستگی و بحران مالی ایتالیا.بعد از ضربه کاری ملت ایران در 22 بهمن به نظام سلطه و دستگیری عبدالمالک ریگی تروریست و شرور شرق کشور، نهادهای امنیتی و سرویس‌های جاسوسی غرب بسیار تلاش کردند تا بتوانند افکار عمومی را از موفقیت‌های ایران منحرف کنند.

چاره‌اي نبود جز تولید یک بمب خبری. خبرنگار ایرانی قاچاق سلاح می‌کند!شاید این دروغ، خنده‌دارترین اتهام سال‌های اخیر غرب به ایران باشد. واردات قیر و دوربین اسلحه هم جزو اتهاماتی است که برای معصومی‌نژاد تراشیده‌اند.معصومی‌نژاد قربانی زیاده خواهی غرب است و باید هرچه سریعتر آزاد شود، آن هم بدون قید و شرط.مدعیان آزادی‌بیان که طبل رسوایی خویش را کوبیده‌اند باید بدانند که عمر این گروکشی‌های سیاسی به سر رسیده است و هر چه سریعتر باید به رفتار زشتشان خاتمه دهند.

از تمامی دوستان وبلاگ‌نویس درخواست می‌کنم با پیوستن به جنبش وبلاگی "معصومی‌نژاد را آزاد کنید" و درج پست و تصویر معصومی‌نژاد به حرکت ما بپیوندند.

 

پیشنهاداتي ساده برای حمایت از معصومی‌نژاد؛

تجربه نشریه نشنال جئوگرافی را به یاد دارید؟ این نشریه دست به تحریف نام خلیج فارس زد و با پاسخ و واکنش گسترده ایرانیان که از طریق نامه و ایمیل صورت گرفت، مجبور به عقب‌نشینی شد.

می‌شود یک بار دیگر آن را به کار گرفت و تمام کاربران ایرانی اینترنت با ایمیل به وزارت امور خارجه ایتالیا و شخص برلوسکنی، آنها را بمباران مجازی کرده و  وادار به پاسخگويی در مورد بازداشت معصومی‌نژاد و در نهایت آزادی وی کنید.توجه داشته باشید این کار باید در یک بازه زمانی محدود و با قدرت انجام گیرد تا اثر بخش باشد.در ضمن توي تصاوير گوگل  حتي يك عكس از معصومی‌نژاد نيست.براي ۲۴ ساعت هم كه شده بيائيم عكس بالا يا مشابه آن را در وبلاگ‌هايمان قرار دهيم.این دو طرح را به دوستان خود اطلاع دهید.

منبع:http://efshagaran110.blogfa.com

تبریک تبریک.

پیامبراکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:

ـ این دلها -مانند آهن زنگ میزند.پرسیدند وسیله ی جلای دل چیست؟فرمود:یاد مرگ و قرائت قرآن.

 ـ مومن مانند زنبور عسل است جز پاک نخورد و جز پاک ندهد.

ـ کسالت و بی حالی در نماز بخاطر ضعف ایمان است.                                      

ـ پدرت را مراعات کن تا پسرت تو را مراعات کند.

                                               

امام صادق علیه السلام فرمودند:

ـ شستشوی ظرف و جارو کردن خانه روزی را زیاد می کند.

ـ به پدرانتان نیکی کنید تا پسرانتان به شما نیکی کنند.به زنان مردم خیانت نکنید تا زنانتان پاکدامن باشند.

ـ ۵ چیز است که کمتر در بین مردم قسمت شده :یقین،قناعت،صبر،شکر و عقل که همه ی آنها را در بر دارد.

ـ ۵ میوه بهشتی در دنیا هست:انار،سیب،به،انگور و رطب .

ولادت خاتم الانبیاء و امام صادق بر محبین مبارک.

8ماه نبرد سایبری

دیروز به همراه یکی از دوستان به همایش ۸ماه نبرد سایبری از۲۲خرداد تا ۲۲بهمن رفتیم.جای شما خالی!وبلاگ نویسان حزب اللهی زیادی در اون جلسه حضور داشتند که هر کدومشون ، یک ارتش سایبری بودند.(البته تعریف از خود نباشه ، من هم توی اون جمع بودم)

افراد مختلفی همچون صفارهرندی،وحید جلیلی ،حسین قدیانی(وبلاگ قطعه ۲۶)،پیام فضلی نژاد و...حضور داشتند.

صفار در این جلسه با تشکر از بر و بچ وبلاگ نویس گفت :باید وبلاگ ها پر محتوا باشه.باید در محتوای مطالبتون بیشتر کار کنید تا مخاطب بیشتری جذب بشه.صفار هرندی در ادامه با اشاره به حوادث پس از انتخابات افزود:جنبش سبز بخاطر نداشتن پیام و محتوا ، سقوط کرد. و ما در مقابل اونها دست پری داریم.او تاکید کرد که کار رسانه ای کار بزرگی است که شما دوستان حتی باید محیط جدید اینترنتی را در سراسر جهان راه بیاندازید.وزیر ارشاد دولت نهم در ادامه  از تلاش های شبانه روزی افراد حاضر در جلسه قدردانی کرد و به اهمیت یاد خدا در جنگ نرم تاکید کرد و افزود : شما باید همواره به یاد خدا باشید حتی هنگامیکه پشت کامپیوتر می نشینید با وضو باشید.

در این مراسم از وبلاگ نویسان برتر تقدیر شد و در پایان مراسم پیام فضلی نژاد ، فردی که خود را توبه کننده از جریان اصلاحات می داند و چند روز پیش توسط افرادی ناشناس با ضربات چاقو مجروح شده ، چند جمله ای پیرامون جریان اصلاحات از ابتدا تا حال سخنانی ایراد کرد.

اللهم العن الجبت و الطاغوت


در آخر شب نهم ربیع الأول سال 23 هـ عمربن خطاب از دنیا رفته است. اهل سنت 26 ذی الحجة را روز قتل وی می دانند.

این روز روز شادی اهل بیت(ع) است زیرا که در این روز نفرین حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا(س) به اجابت رسید.


حضرت رسول(ص) این روز را عید قرار داده و امر کرده است که مردم نیز عید قرار دهند و اعمال آن را به جا آورند.

برخی از اعمال:

در این روز اطعام برادران دینی و خشبو کردن آنان و توسعه بر اهل و عیال و پوشیدن لباس جدید و شکرگزاری به درگاه خداوند متعال و عبادت نمودن مستحب است.

نامهای این روز:

فضیلتها و اسمهایی برای اینروز ذکر شده که از جمله آنهاست: عید الله الأکبر، غدیرثانی، عید فطر دوم، روز فرح شیعه، عید اهل البیت(ع)، روز قبولی اعمال، روز دوستی مؤمنین، روز پرهیز از کبائر، روز شکرگزاری و ...

ماجرای قتل عمر:

عمربن خطاب به دست ابولولو که نامش فیروز و غلام "مغیره بن شعبه"  بود، چند ضربه خنجر خورد که منجر به مرگ او شد.


بنابر مشهور هنگامی که ابولولو ضربه ها را بر عمر زد و خواست فرار کند، عده ای مانع شدند، و 12 نفر را مجروح کرد که شش نفر از آنها مردند.


ماجرا از این قرار بود که قبل از تکبیر نماز ابولولو جلو آمد، و ضربه ای بر کتف و ضربه ای دیگر بر خاصره عمر زد. عمر افتاد و عده ای جمع شدند و او را به خانه اش بردند. نزدیک بود خورشید طلوع کند که نماز را عبدالرحمن بن عوف با مردم خواند.

عمر در بستر مرگ:


هنگامی که عمر را به خانه بردند مقداری نبیذ آوردند و او خورد ولی از قسمتهای ضربت خورده خارج شد و معلوم نشد از کجا خارج شده زیرا با خون هم رنگ بود. لذا عده ای گفتند: خلیفه شیر بخورد زیرا سفید است و معلوم می شود. شیر را خورد و از محل ضربه ها خارج شد. حاضرین برای دل گرمی گفتند: مانعی ندارد، ضررری نمی زند!


اما ضربه های جناب ابولولو کارگر شد و به خلیفه سابق ملحق شد. در روز سوم در کنار ابوبکر دفن شد.

کجا با این عجله ؟

گفت :داش مالک رو هم که گرفتن!

 گفتم : آره .

گفت : چی جوری ؟

گفتم : میگن از دبی داشته می رفته قرقیزستان که بین راه ، بر و بچ اطلاعات هواپیما رو می شونن و داش ریگی رو کت بسته می برن کنار آب سرد کن.

 گفت : کنار آب سرد کن برا چی ؟

گفتم : تا یه مدتی آب خنک بخوره.

گفت : مگه چی کاره بوده ؟

گفتم : چه عرض کنم ، اگه بگم صدام (2) بوده ، اشتباه نکردم!  

ولی ای ول به بر و بچ اطلاعاتی ، خداییش ، دمتون قیژژژژژژژژژ(چند تا ژه نوشتم ؟!!!).یه حرفم می خوام به اطلاعاتی ها بزنم که ما منتظر سیّمیش هستیم ، هیچ جا نمیریم تو خونه هستیم .( حالا این سیّمی کیه خودمم نمیدونم)

خود را در محضر امام زمان ببینیم.

این روزها ، وقتی به وبلاگ دوستانم سر می زنم ، همه و یا بهتر بگم اکثرا سالروز به امامت رسیدن امام عصر علیه السلام را تبریک می گویند. گفتم شاید بهتر باشد خودکارم را بردارم و چند جمله ای پیرامون سالروز مأموم شدن خودمان یعنی قبول کردن پیروی از امام را برای دوستانم بنویسم و شاید نگارش این چند جمله و نکاتی که اول به خودم و بعد به دوستانم تذکر میدهم بیشتر مورد رضای امام زمان علیه السلام باشد تا تبریک گفتن سالروز به امامت رسیدن ایشان.

و آن نکته حکایتی است که از موسی بن سیار نقل می کنم. او می گوید : به همراه امام رضا علیه السلام به دروازه شهر طوس رسیدیم . صدای گریه ای شنیدم و در جستجوی آن برآمدم .در آنجا جنازه ای بود . ناگهان امام رضا علیه السلام را دیدم که با شتاب از اسب پیاده شدند و به سوی جنازه رفتند. آن را بر دوش گرفتند.سپس  به سوی من آمدند و به من گفتند : ای موسی بن سیار ! هرکس جنازه یکی از دوستان ما را تشییع کند ، از گناهان خود بیرون می رود و همچون روزی که از مادر زاده شده ، از گناهان پاک خواهد شد.

بعد امام جمعیت را کنار زدند و پیش جنازه نشستند و فرمودند : ای فلانی فرزند فلانی ! مژده باد تو را به بهشت و پس از این دیگر ترسی نخواهی داشت .

به امام عرض کردم : فدایت گردم ، آیا این مرد را می شناسید؟( و چگونه ممکن است او را بشناسید در حالیکه)اینجا سرزمینی است که تاکنون بر آن قدم ننهاده اید.امام رضا علیه السلام فرمودند :

"ای موسی بن سیار ! مگر نمی دانی که اعمال شیعیان ما بر ما امامان ، هر صبح و شام عرضه می شود .پس ما برای هر تقصیری که در اعمال آنهاست از خداوند می خواهیم که گذشت کند و برای هر کار خوب و پیشرفت آنها در برنامه های دینی برای آنها از خدا پاداش تمنا می کنیم."

تصور کنیم اگر در حال انجام کار خلافی باشیم و بچه ی کوچکی ما را نگاه کند ، آیا باز هم به کار خلافمان ادامه می دهیم ؟حال اگر این فرد ناظر، فردی باشد که عالم ترین فرد ، پاک ترین ، بزرگوارترین و فاضل ترین در این عالم باشد و ما را زیر نظر داشته باشد ، باز هم ادامه می دهیم؟اصلا آیا تصور گناه هم می کنیم ؟و این چه شخصیتی است که ما گناه می کنیم و او برای ما طلب مغفرت می کند.

پس یادمان نرود در هر لحظه در محضر آن حضرت هستیم و این شاید قدمی باشد برای کسب رضایت آن حضرت و شاد کردن قلب نازنین آن بزرگوار.

دور زدن قانون اساسی؟!!!

بعضی از آقایان، چه در سر می پرورانند؟

چطور ادعای پیروی از رهبری را می کنند اما در طرحی که می دهند مخالف با قانون اساسی عمل می کنند؟چطور طرحی را می ریزند که در آن هیچ گونه التزامی نسبت به اصل ولایت فقیه نیست؟مگر از شرایط داوطلبان قبول اصل ولایت فقیه نمی باشد؟مگر طبق اصل ۹۹قانون اساسی، نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان،ریاست جمهوری ،مجلس شورای اسلامی برعهده ی شورای نگهبان نیست؟پی این چه طرحی است که مطرح نموده اید؟به چه منظوری کمیسیون ملی انتخابات تشکیل بدهید؟کمیسیونی که اگر با شورای نگهبان در مسئله ای مخالفت کرد برای حل آن یا باید به مجمع تشخیص برگردد(یعنی باز هم خود افراد کمیسیون نظر نهایی را بدهند )یا اینکه ۶نفر از اعضای کمیسیون با ریاست یکی از اعضای مجمع تشخیص مسئله را حل کند.(یعنی شورای نگهبان ، تو هیچ کاره ای !ما تعیین می کنیم چه کسی صلاحیت نامزدی در انتخابات را دارد و ...)و آقایون برای اینکه بگویند ما شورای نگهبان را قبول داریم ،یک نفر از اعضای شورای نگهبان را به انتخاب اعضای شورا ،به عنوان ناظر و بدون حق رای ـ بخوانید به عنوان سیب زمینی ـ قرار داده اند.

البته اهداف این آقایون مشخص است.بعد از گذشت چندین ماه و از دست دادن نیروهای خودی ـهمان سران فتنه را می گویم ـ سعی دارند دوباره آنها را سر کار بیاورند و بازی را از نو شروع کنند.

جالب است که آقای محسن رضایی ،سخنگوی مجمع ، حسین شریعتمداری را به ندانستن قانون و مطالبی متهم می کند که خود مدیر مسئول کیهان ، آنها را در سرمقاله خود در روز شنبه ، اول اسفندماه آورده است.عملکرد امثالی مثل هاشمی رفسنجانی ، محسن رضایی ، حسن روحانی و ...در این چند ماه نشان دهنده ی چگونگی مطرح کردن این پیشنهاد است که این جریان چه هدفی را دنبال می کند.

اما با عنایت الهی و با وجود بعضی افراد دلسوز در مجمع ، این طرح به تصویب نخواهد رسید و نمایندگان مجلس و شورای نگهبان آن را رد خواهند کرد.