این روزها ، وقتی به وبلاگ دوستانم سر می زنم ، همه و یا بهتر بگم اکثرا سالروز به امامت رسیدن امام عصر علیه السلام را تبریک می گویند. گفتم شاید بهتر باشد خودکارم را بردارم و چند جمله ای پیرامون سالروز مأموم شدن خودمان یعنی قبول کردن پیروی از امام را برای دوستانم بنویسم و شاید نگارش این چند جمله و نکاتی که اول به خودم و بعد به دوستانم تذکر میدهم بیشتر مورد رضای امام زمان علیه السلام باشد تا تبریک گفتن سالروز به امامت رسیدن ایشان.

و آن نکته حکایتی است که از موسی بن سیار نقل می کنم. او می گوید : به همراه امام رضا علیه السلام به دروازه شهر طوس رسیدیم . صدای گریه ای شنیدم و در جستجوی آن برآمدم .در آنجا جنازه ای بود . ناگهان امام رضا علیه السلام را دیدم که با شتاب از اسب پیاده شدند و به سوی جنازه رفتند. آن را بر دوش گرفتند.سپس  به سوی من آمدند و به من گفتند : ای موسی بن سیار ! هرکس جنازه یکی از دوستان ما را تشییع کند ، از گناهان خود بیرون می رود و همچون روزی که از مادر زاده شده ، از گناهان پاک خواهد شد.

بعد امام جمعیت را کنار زدند و پیش جنازه نشستند و فرمودند : ای فلانی فرزند فلانی ! مژده باد تو را به بهشت و پس از این دیگر ترسی نخواهی داشت .

به امام عرض کردم : فدایت گردم ، آیا این مرد را می شناسید؟( و چگونه ممکن است او را بشناسید در حالیکه)اینجا سرزمینی است که تاکنون بر آن قدم ننهاده اید.امام رضا علیه السلام فرمودند :

"ای موسی بن سیار ! مگر نمی دانی که اعمال شیعیان ما بر ما امامان ، هر صبح و شام عرضه می شود .پس ما برای هر تقصیری که در اعمال آنهاست از خداوند می خواهیم که گذشت کند و برای هر کار خوب و پیشرفت آنها در برنامه های دینی برای آنها از خدا پاداش تمنا می کنیم."

تصور کنیم اگر در حال انجام کار خلافی باشیم و بچه ی کوچکی ما را نگاه کند ، آیا باز هم به کار خلافمان ادامه می دهیم ؟حال اگر این فرد ناظر، فردی باشد که عالم ترین فرد ، پاک ترین ، بزرگوارترین و فاضل ترین در این عالم باشد و ما را زیر نظر داشته باشد ، باز هم ادامه می دهیم؟اصلا آیا تصور گناه هم می کنیم ؟و این چه شخصیتی است که ما گناه می کنیم و او برای ما طلب مغفرت می کند.

پس یادمان نرود در هر لحظه در محضر آن حضرت هستیم و این شاید قدمی باشد برای کسب رضایت آن حضرت و شاد کردن قلب نازنین آن بزرگوار.