حاشیه های خواندنی از هنگام افطار کردن مقام معظم رهبری

همین که نماز تمام شد، سر سفره افطار نشستیم. سفره در نهایت سادگی، همه را مجذوب خودش کرده بود. شاید زمانی مشغول خواندن این حاشیه باشین که هنوز اذان مغرب گفته نشده و روزه باشین. برای همین از بیان جزئیات سفره و محتویات آن خودداری می کنم. به هر حال بعد از گذشت چند دقیقه و مشغول شدن ما؛ صدای صلوات بود که توجه همه را به انتهای حسینیه جلب کرد. حضرت آقا بودند که بعد از اتمام فریضه مغرب و عشا در بین دانشجویان قرار گرفتند و روزه خود را باز نمودند. من که در حال گذاشتن پنیر روی نان بودم به دور و اطراف نگاه کردم دیدم چندین نفر برای دیدن آقا ایستاده و نظاره گر افطار کردن ایشانند. من هم برای بهتر دیدن ایشان چای به دست ایستادم و با دیگران همراه شدم. در همین بین، چندین نفر را دیدم که با خواهش و تمنا برای از نزدیک دیدن ایشان از محافظین خواهش و تمنا کردند ولی با مخالفت محافظین روبرو شدند.

من مجبور شدم به صورت بسیار حرفه ای و به صورت فتح سفره به سفره(!) به سفره آقا نزدیک شدم و در نهایت به فاصله ای کمتر از سه متری آقا رسیدم. و معتقدم اگر غیر از اینجایی که نشسته ام جای دیگری بودم آن اتفاقاتی که با دو چشمم دیدم نمی دیدم. برای نمونه مواردی را عرض می کنم:

یکی از آنها حضور یک جوان و درد و دل کردن او با آقا بود که ایشان ضمن گوش دادن به حرف های او به اطراف هم توجه داشت. یکی دیگر بوسیدن یک کودک خردسال تقریبا یکی دو ساله بود که نمی دانم دانشجوی کدام دانشگاه بود! ولی بعد از بوسیدن روی او توسط آقا افرادی که شاهد این صحنه بودند صلوات فرستادند. یکی دیگر هم زمانی بود که فردی از دور دست ها خواست با آقا ملاقات کنند که همه محافظین اطراف وی مانع شدند و این بار هم آقا بود که دستور فرمود جوان جلو بیاید. و از دیگر اتفاقات مصافحه رحیم پور و پسرش با آقا بود که در اینجا هم آقا دستی بر سر پسر رحیم پور کشید. به نظرم پسرش ده دوازده ساله بود.

داستان تبرک کردن چپیه هم که موضوع همیشگی دانشجویان است که آقا با اینکه در حال افطار کردن بودند از متبرک کردن آن دریغ نکردند.

اما به نظرم از 5 ساعت دیداری که با ایشان داشتیم شیرین ترین لحظه برای من زمانی اتفاق افتاد که آقا برای رفتن آماده شدند. این زمانی بود که دانشجویان مختلف در شعاع دو سه چهارمتری دور آقا حلقه زدند و محیط درونی این دایره را محافظین تشکیل داده بودند. شیرینی این صحنه زمانی بود که در یک لحظه فرد کناری من آقا را صدا زد و ایشان متوجه سمت ما شد و من به همراه فرد صدا کننده بی اختیار دستمان را برایشان تکان دادیم و حضرت آقا دستشان را برای ما تکان دادند.

و من هنوز حسرت آن لحظه را می خورم که آیا باز تکرار می شود؟!

در آخر شعری که آقای ترابی به عنوان نماینده گروه جهادی در محضر رهبری قرائت کرد را به عنوان حسن ختام می آورم:

 این کهکشان کشاله‌ای از رد پای ماست

فردا که می‌رویم و جهان در قفای ماست

ما ادعای رفتن این گونه کرده‌ایم

صحرای پشت سرسند ادعای ماست

بیم از هراسناکی جنگل مبادمان

جنگل غذای آتش وآتش غذای ماست

دستی به من بده که ببینی به برکتش

فردا چراغ معجزه در دستهای ماست

بامن صدابزن همه اصحاب خواب را

تنها صدای زنده نشستن، صدای ماست

امروزمان مبین که به جادوی آسمان

چیزی که اعتبار ندارد صدای ماست

فردااگرچنان که خدا گفته,برشویم

ما کدخداوهر چه زمین روستای ماست

حاشیه های خواندنی نشست سراسری بین تشکل ها

نگهبان جلوی در با دست اشاره کرد و گفت: "50 متر جلوتر درب بعدی دانشگاه را که وارد شدید، سوال کنید راهنماییتون می کنن." هوا مثل روزهای قبل گرم نبود. از شب گذشته که آسمان با ما مهربان شده بود، باران پر مهرش تمام فضای شهر را باطراوت کرده بود. گرم صحبت با دوستان بودیم که به درب بعدی رسیده و از نگهبانی پرسیدم: "دانشکده اقتصاد؟" و او با خوش رویی مقصد را نشان داد. همان جا بود که به دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بخاطر داشتن چنین نگهبانانی حسودیم شد.

روز دوشنبه 26 تیرماه اولین نشست سراسری تشکل های اسلامی با حضور تعدادی از فعالین این تشکل ها در دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. برای ما که اولین بار بود وارد این دانشگاه می شدیم، چشمانمان با کنجکاوی فضای اطراف را مرور می کرد و مثل همیشه به مقایسه با دانشگاه خودمان پرداخت. وقتی از کنار چند ساختمان و زمین چمن دانشگاه عبور کردیم دکتر دارا، مدیر کل امور فرهنگی وزارت را به همراه چندتن دیگر نزدیک ساختمان دانشکده دیدیم. احتمالا آنها هم مثل ما اولین بار بود که به این دانشگاه می آمدند(!) با ورود ما به داخل دانشکده، دوستان برای سلامتیمان صلوات فرستاده و از ما استقبال کردند و با نشان دادن فلش های 8 گیگ، نوید روزی سرشار از دستاوردهای تبلیغاتی را دادند. کاش فقط فلش بود. آقای وزیر و معاونینش سنگ تمام گذاشته بودند. چند کتاب و سی دی های نرم افزاری و... خلاصه دوستان جای شما حظ کامل را بردند. بعد از پذیرش بود که به محل برگزاری راهنمایی شدیم. ساعت از 8:30 گذشته و هنوز برنامه شروع نشده بود و مسئولین امر مدام در رفت و آمد بودند.

قرآن که تلاوت شد یازرلو،مجری 20:30 بالای سن رفت و به حضار خیر مقدم گفت و کلی صحبت کرد و حوصلیمان را سربرد. آقای وزیر که وارد سالن شد، یازرلو به احترام او به صحبت هایش پایان داد و به وی و خواجه سروی، معاون فرهنگی وزیر نیز خیر مقدم گفت. سپس از تهرانچی رئیس دانشگاه شهید بهشتی برای آمدن به روی سن از وی دعوت کرد. تهرانچی زیاد صحبت نکرد اما تا توانست از دانشگاه شهید بهشتی تعریف کرد! بعد نوبت دارا بود که برای خیرمقدم گفتن به روی سن برود و هدف از برگزاری از این نشست را پیگیری مطالبات رهبری عنوان کرد. اما هنوز برای ما جا نیفتاده که چرا یک سال از فرمایش رهبری مبنی بر برگزاری مجمع هماهنگی بین تشکل ها می گذرد ولی دوستان تازه به فکر برگزاری چنین نشستی می افتند و مدام از ولایت و حضرت آقا و... دم زده و خود را ذوب در ولایت می بینند. البته دارا این را هم اضافه کرد که این نشست قرار بود 9 دی سال گذشته برگزار شود اما نشد.

برنامه بعدی، پخش کلیپی بود که به عنوان میان برنامه آماده شده بود. اما خدا نگذرد از کابل صدا که همیشه برای برنامه های این چنینی بدقولی می کند. برنامه ای با این همه هزینه، کلیپ بدون صدا پخش شد و جالب این است که خود کلیپ هم بسیار ضعیف آماده شده بود چرا که تنها چند تصویر را کنار هم قرار داده و در انتها بخشی از فرمایشات رهبری را به آن اضافه کرده بودند.

یازرلو که می بایست به گونه ای به قضیه پایان می داد پشت تریبون رفت و از جمع عذر خواهی کرد و گفت: "چنین اتفاقاتی معمولا پیش می آید!" اینجا بود که آقای قرائتی وارد سالن شد و جمعیت عطر صلوات را در فضا پراکنده ساختند.

آقای قرائتی وقتی پشت میز نشست، گفت: " چون از تلویزیون دارن فیلم می گیرن این نباید روی میز باشد." و بلافاصله جعبه دستمال کاغذی روی میز را به زیر میز انداخت. در ادامه نیز گفت: "اگر این مراسم در زمان ماه رمضان پخش شود می گویند شیخ روزه نبوده و روزه خوری می کرده." و اینجا بود که بطری آب روی میز را زیر میز گذاشت. حتی جالب اینجا بود که صحبت های آقای قرائتی شروع شده بود که یکی از مسئولین بطری آب دیگری را آورد و روی میز قرار داد که آقای قرائتی در حین سخنرانی نیز آب را زیر میز قرار داد و همه حضار خندیدند.

آقای قرائتی، به موضوعات مختلف و مهمی اشاره کردند که در اینجا به اختصار به مواردی از آن اشاره می کنم:

موضوع اول بحث مشکلات فرهنگی جامعه ما است که ایشان کلیه مشکلات را در دو مورد دیدند: 1.غفلت 2. شهوت و برای این دو راهنکار دادند. برای غفلت باید به سراغ نماز رفت و برای مبارز با شهوت باید ازدواج کرد. یعنی باید امور فرهنگی ما به دنبال تقویت این دو مقوله باشد. نماز و ازدواج. و وی برای هر کدام از آنها دلایل قرآنی و روایی بسیار زیبایی نقل کردند.

موضوع بعد اهمیت دادن به قرآن بود و اینکه "در این عالم بنده که چندین سال است کار قرآنی می کنم و درسهای از قرآن را دارم، تا حالا یک کلام جدید نشنیدم." و وی مثالی از جامعه داخلی خود ما زدند: " آقای هاشمی در زمان ریاست جمهوری معروف بود به سردار – و جمعیت یک صدا گفتند – سازندگی. اما این حرف تازه ای نیست. قرآن ذوالقرنین را به عنوان سردار سازندگی معرفی می کند که سدی ساخت که تا قرن ها یک میخ داخلش نفوذ نمی کرد. اما می بینیم که طرف یک ساختمان در مجمع ساخته ولی وقتی خودش زیر سقف رفت آب روی سرش چکه می کرد.

آقای خاتمی آمد، چه چیزی را مطرح کرد؟ گفت و گوی – جمعیت همراهی کردند- تمدن ها. ولی قرآن این را 1400 سال پیش اشاره کرده بود. در قرآن داریم "قالوا" اما از این طرف می فرماید "قل" یعنی بگو بنابراین این هم حرف جدیدی نبود.

آقای احمدی نژاد دنبال عدالت و هدف مندی یارانه ها بود اما این مدلی که وی دارد پیاده می کند حضرت امیر در مورد چاپاها به کار برده بود. حضرت در نامه 25 نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر می فرماید که عدالت را بین این شتر ها و اسب ها رعایت کن و به یک میزان از آنها بار بکش.

وی در ادامه در مورد نوع پوشش بعضی ورزشکاران هم گفت: "به این آقایان وقتی تذکر دادم که یک مقدار لباس وزنه برداران را گشادتر کنید گفتند با استاندارد های بین المللی مغایرت دارد. من در جواب آنها گفتم که بگویید بی عرضه هستیم. چرا که الان 50 سال است اسرائیل قوانین بین المللی را زیر پا می گذارد و کسی کاری به او ندارد.

آقای قرائتی مطالبی هم در مورد تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها داشتند که بخاطر پوشش آن در دیگر رسانه ها در این جا ذکر نمی کنم و فقط به پیشنهاد وی اشاره می کنم که گفتند می شود صبح ها برای خانم ها باشد و بعدازظهر ها هم برای آقایون.

"توجیه حماقت است. تضعیف جنایت است. تکمیل رسالت است." این جملات نیز از نکات کلیدی بود که در بین صحبت های آقای قرائتی بیان شد.

وی در آخر تاکید کردند که حتما دوستان شماره یک اسلام شناس را داشته باشند و اگر شبه ای بود پاسخ را از آن فرد مطالبه کند.

بعد از فرمایشات شیرین معلم قرآن و مسئول ستاد اقامه نماز، یازرلو با کسب اجازه از وزیر از نماینده هر تشکل خواست که به مدت 5دقیقه پشت تریبون قرار گرفته و مطالب خود را بیان کند. اولین نفر، جعفری نژاد دبیر جنبش عدالتخواه بود در مدت 14 دقیقه به انتقاد عملکرد وزیر علوم پرداخت. نفر بعد، میرزاده نماینده جامعه اسلامی دانشجویان بود که در مدت زمان خود، به بحث هایی از جمله علوم انسانی اشاره کرد. دیانی، نماینده و عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل نیز با اشاره به انتخابات پیش رو در سال 92، تاکید کرد که بسیاری از جریانات سعی در استفاده از پتانسیل بدنه جنبش دانشجویی برای رسیدن به اهداف خود را دارند. نماینده دفتر تحکیم نیز به موضوعاتی از جمله عدم التزام مسئولین وزارت خانه به تاسیس تشکل های دانشجویی اسلامی در دانشگاه ها اشاره کرد. شمسایی نماینده بسیج دانشجویی آخرین نفری بود که به موضوعاتی همچون نحوه جذب هیئت های علمی در دانشگاه ها، عدم تسهیل کردن کار تشکل ها از سوی معاون فرهنگی دانشگاه ها و ... اشاره داشت.

آقای وزیر پشت تریبون رفت و متاسفانه دست پیش گرفت و بعضی از نماینده های تشکل ها را به  تجاوز از حریم ادب متهم کرد. متن سخنان نیز توسط رسانه ها منتشر شده اما این نکته هم باید اضافه کرد بعد از انتقادات دانشجویان نسبت به جذب دانشجوی پولی؛ کامران دانشجو، با بیان عدم مغایرت دانشجوی پولی با عدالت؛ گفت که اگرچه تصویب این طرح کار او نبوده اما با اطمینان خاطر و رضایت قلبی آن را اجرا می کند. در همین حین، یکی از فعالین تشکل ها با اعتراض به آقای وزیر مبنی بر اینکه حکومت مستضعفین و خدمت رسانی به محرومین چه می شود؟ گفت: "اینها شعارهای شما دانشجویان است!"

حجت الاسلام و المسلمین محمدیان، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها نیز در پایان بخش اول برنامه ها به ایراد سخنرانی با موضوع مقایسه سیاست علوی و سیاست اموی پرداخت و ویژگی های هر کدام را برشمرد.

چند نکته در مورد چهارشنبه سوال از رئیس جمهور

روز یکشنبه 28 اسفند، در حال مطالعه مطلبی بودم که چند روز پیش برایم فرستاده شده بود. مصاحبه خبرگزاری رجا با خانواده شهید احمدی روشن. در بین مصاحبه که بسیار خواندنی است، دو مطلب به نظرم جالب آمد که می توان چند جمله ای درباره اش نوشت.

مطلب اول را از زبان مادر شهید احمدی روشن نقل می کنم: "... روزهایی که بیکار و تعطیل بود، با حاجی می‌رفت، از پنچرگیری ماشین، تمیز کردن و درست کردن ماشین کمک می‌کرد و بیشتر از یک مکانیک خبره در این کار وارد شده بود. مصطفی می‌گفت سر میز مذاکره که می‌نشینم، آستین‌هایم را بالا می‌زنم که یعنی لای پر قو بزرگ نشده‌ام، پوست و استخوان من از پول زحمت کشیده‌ است و پای رکاب مینی‌بوس بزرگ شده‌ام و خدمت همه‌تان می‌رسم."

اما مطلب دوم را نیز از مادر شهید نقل می کنم: "...در انتخابات سال 84 مصطفی حس کرده بود آقای دکتر احمدی‌نژاد در خط ولایت است و با همان درآمد اندکی که داشت برای ایشان تبلیغات می‌کرد. او تازه به سایت نطنز رفته بود و هزینه رهن منزل و شروع یک زندگی تازه به عهده‌اش بود و برای تبلیغات تمکن مالی زیادی نداشت. وقت هم نداشت، با این همه یادم هست که با موافقت خانمش، سکه‌های سر عقد را فروخته و چند پوستر و سی.دی تهیه کرده بود و برای دکتر تبلیغات می‌کرد."

چند جمله هم از طرف من:

در روز چهارشنبه 24 اسفند، زمانی که رئیس جمهور برای پاسخ گویی به پشت تریبون مجلس رفت و جواب هایی به سوالات طراحی شده از جانب خودش را داد نه از جانب نمایندگان، مانند ایران به جای مکتب ایرانی، کم گذاشتن در امور اجرایی به جای یازده روز خانه نشینی و عدم تبعیت از رهبری، کاش رئیس جمهور می دانست کسانی که برای رسیدن احمدی نژاد به ریاست قوه مجریه، از پول توی جیب و مهریه خود مایه گذاشتند، نه از بالا نشینان و کاخ نشینان پایتخت بودند که حتی آب میوه سگشان را تلفنی سفارش می دهند و نه آقازاده های فراری. بلکه آنها به تعبیر حضرت امام، پابرهنگان و مستضعفینی بودند که وی را در خط امام و رهبری می دیدند. افرادی بودند مثل احمدی روشن که پوست و استخوانشان از پول زحمت کشیده بوده است نه اینکه برای افزایش وزن خود روزی چند بار پول بیت المال را مصرف کنند. چرا در مقابل سوالی که از شما شد، اینگونه پاسخ دادید که "بنده نمی توانم اظهار نظر بکنم؟" ما از شما می پرسیم آیا هر کس می تواند در مورد مسائلی که تخصصش را ندارد اظهار نظر کند؟ مثلا در مورد حجاب و پوشش اسلامی.

ای کاش احمدی نژاد می دانست برای رئیس جمهور شدن او مردم هزینه دادند و باید مطالبات آنها را پیگیری می کرد نه مطالبات ... را! مگر مجلس جای شوخی است که مدام تکرار کنید: "می خواهیم شوخی و صفا کنیم" یا "عیده دیگه یه چیزی بگیم مردم هم شاد باشن!" آقای رئیس جمهور! شهید احمدی روشن در سال 84 از شما حمایت کرد چون شما را در خط ولایت می دید. آقا رئیس جمهور! بدانید خط ولایت تغییر نکرده، ولی ... ولی دشمنان قسم خورده من و شما دارند برای افرادی که در داخل کشور، با هر بار سخنرانی، موجی از تفرقه و تشنج ایجاد می کنند کف می زنند.

سخن دیگرم با نمایندگانی است که در روز چهارشنبه 24 اسفندماه 90 به جای سوال از رئیس جمهور به عقده گشایی و پرداختن به کینه های دیرینه با وی پرداختند. این به کنار، چرا افرادی که خود را نماینده مردم در مجلس می دانند در مورد عملکرد رئیس جمهور و بعضی نمایندگان، قضاوتی نداشتند. نکند می ترسند که دور دوم رای نیاورند؟! بعضی هم که موضع گرفتند به دفاع بی چون و چرا از احمدی نژاد پرداختند. آقایان این بود نقد منصفانه ای که مقام معظم رهبری روی آن تاکید داشتند؟

بنابراین دلخوری ما هم از ناحیه رئیس جمهور است و هم نمایندگان مجلس!

ولی باید به نظام اسلامی آفرین گفت بابت ظرفیتی که از اسلام کسب کرده است و توانسته مردم سالاری دینی را به رخ جهانیان بکشد به گونه ای که آنقدر پتانسیل دارد که عملکرد رئیس جمهور نظام را مورد بررسی و سوال قرار دهد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این مطلب در خبرنامه دانشجویان ایران قابل رویت است.

نوشت: علی مطهری

گفت: "به این رای می دم. فرزند شهید مطهریه."

-بنویس....علی(...یه ....یه...)مو ...طه ....ه ...ری

-کدشم بنویسم؟

-نه.

و آن دو مشغول نوشتن بودند در کنار جا قرآنی...!

---------------------------------------------------------------------------

پی نوشت1: این بخشی از گفت و گوی های بین دو مرد در کنار صندوق رایی بود که رفتم رای بدم. دلم به حالشان سوخت چرا که باید پی نوشت 2 را بخوانید.

پی نوشت 2: ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعواه...

پی نوشت آخر: توصیه می کنم نامه نگاری های بین علی مطهری و پناهیان بخونید. عجب یکه تازی می کند علی مطهری در باب زیر سوال بردن مفهوم ولایت فقیه!(لینک دانلود نامه نگاری ها)

وقتی خاتمی به اسید پاشی روی می آورد

آمنه بهرامی بعد ازصدور حکم قصاص از دادگاه برای مجید که عامل اسید پاشی صورتش بود، در آستانه ماه مبارک رمضان از اجرای حکم ، صرف نظر کرد.  در یکی از روزهای پاییز سال 83 وقتی آمنه بهرامی مثل روزهای معمول در پایان ساعت اداری از شرکت بیرون می آید احساس می کند شخصی پشت سر او حرکت می کند. مجید موحد که هم‌دانشگاهی آمنه بود که به خاطر جواب ردی که از سوی آمنه شنیده اقدام به پاشیدن اسید می کند و این اقدام او سبب از دست رفتن زیبایی وی شد و او را برای همیشه از دیدن محروم كرد. 

بعد از دستگیری مجید دادگاه تشکیل جلسه داد و بعد از 7 سال حکم را صادر کرد. با محاکمه متهم سرانجام وی به قصاص و دیه در حق آمنه که در پی این حادثه هر دو چشم و زیبایی صورتش را از دست داده بود، محکوم شد اما در نهایت آمنه در میان ناباوری همه، او را بخشید.
 
بعد از این گذشت آمنه عده ای آن را به رایزنی های صورت گرفته با وی از طریق مجامع حقوق بشری و نیز حامیان داخلی این دفاتر دانستند.
 
آمنه در این باره در گفتگو با خبرگزاری مهر می گوید:«من از همان ابتدا قصد بخشیدن داشتم چون اهل قصاص نبودم فقط می خواستم حکم قصاص صادر شود و بعد متهم را ببخشم. من حتی برای سازمانهای مدعی حقوق بشر تره هم خرد نمی کنم چه رسد به اینکه بیایند و با من صحبت کنند.»
  اما در روی دیگر سکه محمد خاتمی در نامه ای به قیاس مع الفارق میان بخشش آمنه و نظام و مردم پرداخته و از آنها خواسته تا سران فتنه را ببخشند.  خاتمی در ابتدای نامه می نویسد: "امروز وقتی در خبرها آمد که «آمنه» در کمال بزرگواری، آموزگاری کرد و از حق قصاص خود گذشت بر همه ثابت شد که در برابر سنگدلی و بی‌آزرمی و نفرت‌پراکنی و خودخواهی و کین‌توزی هنوز می‌توان از مهربانی، شرافت و احترام به زندگی، دیگرخواهی و بزرگ‌منشی هم سراغ گرفت و زیبایی را در اوج آن به تماشا نشست؛ آنچه آمنه از خود نشان داد حکایت‌گر آن است که جان زیبا و شکوهمند را هیچ عاملی جز نفرت و نابردباری و خشونت نمی‌تواند زشت کند و یا زشت بنمایاند. ... آیا در عرصه زندگی سیاسی و اجتماعی نیز نمی‌توان از آمنه آموخت؟... "  
 
خاتمی در حالی در نامه خود نظام را به ترویج خشونت متهم کرده است که دوران فتنه که به رهبری وی و دوستانش پیش می رفت موج جدیدی از خشونت ها در جامعه ترویج یافت.
  سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در این باره می گوید:«دهه 70 برای نیروی انتظامی به دلیل عدم توجه دولت وقت به مقوله امنیتی عقب روی برای نیروی انتظامی بود و آمارهای نشان می دهد از زمان فتنه 88 در یک سال گذشته همه جرایم در کشور روند صعودی داشته است.»

حضور آقایان در 7+8 به صورت شخصی معنایی ندارد

صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم، یکی از چهره هایی است که تحلیل های او در مورد شاخص های نوین اصولگرایی، آرایش جریان اصولگرا در انتخابات مجلس نهم و سازوکار وحدت از مهم ترین محورهایی است که این روزها توسط رسانه ها بدان پرداخته می شود.

صفار هرندی ساده انگاری در مسائل سیاسی از مهمترین ویژگی های جناح راست سنتی می داند و می گوید:«بی‌توجهی به جریان اجتماعی نیروهای خودی از آفات سیاست ورزی دوره سنتی است و از زمانی که جریانات وفادار به مبانی انقلاب و تابع ولایت و دارای مرزبندی با دشمنان انقلاب خود را از حصار نگرش های به شدت سیاسی رها کرد و نگاه اجتماعی خود را تقویت کرد توانست به موفقیت‌هایی دست پیدا کند. من مهمترین شاخص این جریان نوین اصولگرایی را در نسبت و مقایسه با وضعیت گذشته در همین قالب شکنی و تقویت نگاه اجتماعی در این جبهه می دانم.»

اما باید گفت در این بین وجود برخی زیاده طلب در بین جریان اصولگرا ارائه یک فهرست مشترک بین اصولگرایان را کمی با مشکل روبرو کرده است. وزیر ارشاد دولت نهم می گوید:«من توجیه نشدم و هنوز هم متوجه نشدم که حضور برخی افراد به عنوان یک جریان و گروه فکری در گروه 8+7 چه معنایی دارد. با ساز و کاری که خود این جبهه انتخاب کرده است ما مخالفت نمی‌کنیم اما عقبه‌ای که جریان عمومی و فعال که عرصه انتخابات را رقم خواهد زد متکی بر همان سه ضلع نامبرده شده است. وی هم چنین می گوید: آقای لاریجانی هم بالاخره در یکی از این سه ضلع می‌گنجد و آقای قالیباف نیز در یکی از این سه ضلع قرار می‌گیرد و خودش هیچ داستان جدایی ندارد.»

صفار هرندی با اعتراض به حضور لاریجانی و قالیباف که به صورت شخصی و نه جریانی در کمیته حضور دارند افزود:«من سازو کار کمیته وحدت را نفی نمی‌کنم اما برای من این گونه درخواست‌ها مفهوم نیست یعنی در مورد دو فردی که به صورت شخصی و نه جریانی در کمیته حضور دارند برایم مفهوم نیست که آنها هم باید نماینده داشته باشند برای اینکه اگر آنها یک ذائقه سیاسی دارند این ذائقه از سه حالت نمی‌تواند خارج باشد یا فرد درون جریان سنتی می‌گنجد که سابقه تاریخی نشان می‌دهد یکی از این افراد از چهره‌های پیشنهاد شده توسط جریان سنتی در انتخابات پیشین بوده است یا در درون جریان تحول خواه و جریان اجتماعی می‌گنجند که سابقه نشان می دهد فرد دیگر نیز منتخب آن ضلع بوده است. بنابراین چه معنایی دارد که خودشان بخواهند به عنوان جریان در کمیته وحدت حضور داشته باشند.»

 
صفار هرندی اعتراض خود را به تشکیل جبهه ایستادگی که اخیرا توسط رضایی و فرزندش به راه افتاد اینگونه بیان می کند:«آقای رضایی هم باید دید چه سطحی از جریان اجتماعی را نمایندگی می‌کند. نمی‌شود هر فرد به اعتبار اینکه عده‌ای در دور وی جمع شده‌اند در اضلاع اصلی جریان اصولگرا بنا باشد کثیرالاضلاعی درست کنند آن وقت تشخیص جبهه آسان نخواهد بود به نظرم این تقسیم بندی فعلی، تقسیم بندی متناسب تری با واقعیت اجتماعی است.البته هر کدام از اضلاع وزن خود را دارند ولی این سه ضلعی متساوی‌الاضلاع نیست. یعنی مثلث ناهمگون به لحاظ اضلاع و از نظر عقبه اجتماعی و اعتبار در نزد افکار عمومی هستند و که ضلع سوم این مثلث به جای اینکه منتسب به دولت باشد به ضلع هواداران گفتمان سوم تیر تغییر یافته است که الزاماً اتصالی به دولت ندارند و در حقیقت طرز فکری را نمایندگی می‌کنند که در این سالهای جدید متولد شده است.»

وی چندی قبل هم به دیداری که عده ای از اصولگرایان عضو هیئت موتلفه با هاشمی رفسنجانی داشتند و در واقع از هاشمی خط می گیرند انتقاد کرده و گفته بود:«این نشست‌ و برخاست‌هایی که اخیرا بعضی‌ از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر می‌رسد نوعی تعرض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آن‌ها هوس کرده‌اند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنت‌ها دفاع کنند، آن سنت‌ها با واقعه ۳ تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست و اگر دو مرتبه کسانی بخواهند به نوعی همین سنت‌ها را زنده کنند و سنت‌های جناح راستی قبل از اصولگرایی نوین را مطرح کنند مطمئن باشند که در چشم مردم این روش‌ها جلوه نمی‌کند.»

وزیر ارشاد مستعفی دولت نهم همچنین بازگشت به دوران قبل از 3 تیر 84 را اینگونه توصیف می کند:«اگر کسانی می‌خواهند از این مسیر که متضمن تعهد به اصول و ارزش‌های انقلاب و امام است دو مرتبه باز گردند به سنت‌های ماقبل اصولگرایی به یک بخت‌آزمایی شکست خورده وارد می‌شوند که نتیجه آن را در آزمونی مثل انتخابات خواهند دید. هر کس که چنین سودایی در سر داشته باشد بعد از پایان انتخاباتی که حماسه‌سازان اصلی آن مردم هستند، می‌تواند برآورد‌ها و توهمات خود را محک بزند. و باید گفت که وقتی چنین آزمونی به سرانجام می‌رسد دیگر فرصتی برای جبران اشتباهات نیست.»

صفار هرندی ابراز امیدواری کرد که برای جلوگیری از سهم خواهی در مجلس آینده، افراد باید ظرفیت تسلیم بودن در برابر حق را در خود بالا ببرند در صورتی که خط کشی و سهم خواهی در بین افراد صورت بگیرد حتماً ما با یک مجلس بد روبرو خواهیم شد، مجلسی که محصول سهم خواهی باشد شرکت تعاونی و سهامی است و شرکت سهامی هم برازنده مجلس شورای اسلامی که مجموعه فضایل را باید نمایندگی کند نخواهد بود.

 سردبیر سابق روزنامه کیهان هماهنگی با خواسته های مردم  را از شاخص های مهم در طراحی لیست اصولگرایان می داند و رد شدن افراد سابقه دار اصولگرا در فتنه موسوم به "ساکتین فتنه" اینگونه ادامه می دهد:«هنگامی که در حال طراحی لیست انتخاباتی اصولگرا در تهران هستیم باید دید به چه میزانی گزینه‌های ما بر وفق خواسته‌های مردم است و باید متناسب با آن لیست را تنظیم کنیم و این می‌شود حرکت طبیعی اصولگرایانه که شاخه‌هایی که درون آن هستند به جای اینکه سهمیه بندی کنند و هر کدام بخواهند سهمی داشته باشند با نگرش مصلحانه ببینند ممکن است ضلعی حتی از ده پیشنهادی که ارایه داده نصف آن مورد قبول قرار نگرفته ولی باید متقاعد شده و تسلیم خواسته‌های مردم شود این آن سنت نوین اصولگرایانه است.»

اصولگرایی در چهره آقای لاریجانی بی معناست

اين روزها در فضاي سياسي كشور يكي از داغ ترين مسائل در فضاي سياسي كشور، انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي است. شواهد  مويد اين مطلب است كه گروه هاي سياسي مختلف در تلاش هستند تا كرسي هاي بهارستان را فتح كنند.انتخابات يكي از برهه هايي است كه در آن اكثر سياسيون خود را به آب و آتش زده تا بتوانند فضا را به نفع خويش تغيير دهند.

در اين بين افرادي با دردست گرفتن تابلوي تبعيت از ولايت فقيه و اصولگرايي، خود را در ليستي كه از آن به عنوان ليست ائتلافي اصولگرايان تعبير مي شود جا كنند. اگر به منشور اصولگرايي كه برگرفته از فرمايشات امام و مقام معظم رهبري است نگاهي بيندازيم، جدايي اين افراد از دايره اصولگرايان را بهتر درك مي كنيم. گفتمان اصولگرايي گفتماني است كه در دوران بعد از دوم خرداد شكل گرفت. حسين فدايي بر اين باور است كه بعد از دوم خرداد در بين گروه هاي منفعل سياسي، نيروهاي جوان و ارزشي پاي كار آمده و كارگروهي به نام وفاق تشكيل دادند. و از اين مجرا بود كه اصولگرايان وارد شوراي شهر و بعد مجلس شدند.

محورها و شاخص هاي اصولگرايي را مي توان پذيرش اصل نظام، موضوع ولايت فقيه، پذيرش خط وسيره امام خميني(ره) و تبعيت از ولي فقيه دانست. اينها محورهايي است كه محمد نبي حبيبي عضو شوراي مركزي جبهه پيروان امام و رهبري بدان اشاره مي كند و ادامه مي دهد: "يك فرد اصولگرا بايد دشمن شناسي و دشمن ستيزي داشته باشد. يعني خط روشن در مقابل دشمنان و ضد انقلاب داشته باشد." ولي بايد اضافه كرد كه امروز برخي نمايندگان و چهره هاي سياسي مرز بندي روشني با فتنه گران نداشته اند. حبيبي در به اين موضوع اينگونه مي پردازد: "اشخاصي كه با فتنه هماهنگي و همكاري كردند و يا در مقابل جريان فتنه سكوت كردند نمي توانند در اردوگاه اصولگرايي حضور داشته باشند. اما ممكن است افرادي نسبت به جريان فتنه مرزبندي هم انجام داده باشند ولي به اصل نظام اعتقاد دارند يعني اصل نظام را قبول دارند و يك مرزبندي مشخص و صريح در مقابل فتنه و دشمنان دارند اما رقيب اصولگرايان هستند. اينها نه تنها منعي براي ورود در انتخابات ندارند بلكه حضورشان فوايد و نكات مثبتي هم به همراه دارد.

در اين بين بعضي از اصولگرايان اصولگرانما فقط در زمان انتخابات به دنبال وحدت هستند و بعد از آن از اين مسئله فاصله مي گيرند. مهدي كوچك زاده نماينده اصولگراي مجلس هشتم، مهمترين دليل اين مسئله را ولايت پذيري مي داند و مي افزايد: همه افرادي كه جزو طيف اصولگرا هستند تبعيت از ولايت فقيه را در نظر و قول قبول دارند ولي در عمل ميزان پايبندي و تبعيت افراد متفاوت است. مثلا در جريان اصوگرا امثال آثاي علي مطهري وجود دارند كه در مورد طرح نظارت بر مجلس و نمايندگان - كه رهبر انقلاب نيز بر آن تاكيد داشتند – با صراحت گفت با اين طرح مخالم چرا كه تصويب اين طرح، سند رقيت و بندگي ما است لذا آن را امضا نمي كنم.در حالي كه اگر با ايشان صحبت كنيد مي گويد ولايت فقيه را قبول دارم.در جايي ديگر عنوان مي كند كه يكي از خصوصيات احمدي ن‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژاد كه آن را مي پسندم اين است كه كاري كه به نظر رهبري ندارد و كار خودش را انجام مي دهد. كوچك زاده در ادامه با اشاره به بحث هاي دانشگاه آزاد و وقف اين دانشگاه و هم چنين موضوع كاهش تعرفه هاي خودرو، آنها را در حاليكه نظر ولي فقيه مخالف با مطرح شد آن در مجلس بود برخي از نمايندگان سعي در به تصويب رسيدن آنها داشتند.

از ديگر نمونه هاي دوگانگي تبعيت از ولايت فقيه در قول و عمل علي لاريجاني است كه كوچك زاده مي گويد: آقاي لاريجاني، يكي از كارهاي نامناسبي كه كرد اين بود كه طرحي را در خصوص وقف دانشگاه آزاد برخلاف مقررات مندرج در آيين نامه داخلي وارد دستور كار مجلس كرد كه راي هم آورد. به همين خاطر نمايندگان از آقاي لاريجاني به كميته اصل نود شكايت كردند و كميته اصل نود هم ايشان را متخلف دانست اما تاكنون برخلاف آيين نامه، آقاي لاريجاني گزارش كميسيون اصل نود را از تريبون مجلس قرائت نكرده است. اين هم يك جور اصولگرايي است. در حاليكه آقاي لاريجاني در مصاحبه اي گفته كه بنده هرجا نظر ولي فقيه را بدانم به آن عمل مي كنم. در ديدار اخير مقام معظم رهبري با هيات رئيسه مجلس هم رهبر معظم انقلاب به صراحت فرمودند كه من چندبار به آقاي لاريجاني گفتم جلوي اين هوچي گري در مجلس را بگيرد. اين نشان مي دهد كه در گذشته نيز تذكراتي به آقاي لاريجاني داده شده و وي عمل نكرده است. نمونه ديگر آقاي توكلي است كه در همين ديدار با رهبر معظم انقلاب بر سر واقعيتي كه خودش هم مي داند محاجه مي كرد.

وي با خيانت خواندن سهم خواندن بعضي از اصولگرايان در وحدت و ائتلاف مي گويد: سهم خواهي و زياده خواهي از سوي گروه هاي مختلف اصولگرا خيانت است به ميليون ها رايي كه مردم به آن ليست مي دهند. وي افزود: اصلا حضور لاريجاني در اين كميته 15نفره نوعي سهم خواهي است. مگر اصولگرايي در چهره آقاي لاريجاني معنا مي شود كه بايد نماينده داشته باشد.

اما بايد ديد كه آيا تبعيت از رهبري توسط اصولگرانماها جامه عمل به خود مي پوشاند يا نه؟

 

تیتراژ پایانی فیام اخراجیهای 3

زنده های کمتر از مردارها
با شما هستم غنیمت خوارها
بذر 72 و آفت در شماست
بردگان سکه لعنت بر شما
باز دنیا کاسه خمر شماست
بازهم شیطان اولوالامر شماست
با همانهایی ام که بعد از آن ولی
شوکران کردن در کام علی

(زیباست .....)

دریافت فایل

...................................................................................................

پ.نوشت:جای شما خالی اکران خصوصی اخراجی ها با حضور ده نمکی.

اگه بشه یه چند جمله ای هم برا آقا مسعود می نویسم اما نه الان.شعر تیتراژ پایانی است که واقعا زیباس.

عراقي ديگر. اين بار ليبي.

بیش از دو هفته است که موج اسلام خواهی و عدالت طلبی و رهایی از چنگال ظلم و ستم در کشورهای عربی بوجود آمده و هر کدام از کشورها با الگو قرار دادن جمهوری اسلامی برای خود خواهان کشوری آزاد بدون دخالت بیگانگان هستند. در این بین کشور لیبی با جمعیتی که گفته می شود از تهران ما هم کمتر است نقشی اساسی در این بین ایفا کرده است.بررسی اوضاع این کشور در قالب چند نکته می تواند به عملکرد و تحلیل ما در زمینه سیاسی کمک کند.

کشور لیبی دارای صحراهای وسیع است و وسعت آن سه برابر فرانسه و کمی کوچکتر از کشور ما است.نفت لیبی یکی از بهترین نفت های سبد opec است و این کشور تامین کنند نفت اروپا می باشد. آمریکا بارها بر مهم نبودن نگین خاورمیانه-hot land- از لحاظ منابع نفتی که همان خلیج فارس است تاکید کرده و کانال سوئز را بدون اهمین تلقی می کند .این به این خاطر است که از طرف کشورهایی مانند لیبی و عربستان و عراق از لحاظ نفت تامین می شود.حال ببینید الان که اوضاع این کشورها به هم ریخته است روزی نیست که یکی از مسئولین آمریکایی به لیبی و مصر و... سفر نکند.مگر می شود که 42 سال فردی احمقی به نام محمد غزافی بر مردم حکومت کند و آب از آب تکان نخورد و یک باره ناو های آمریکایی و کانادایی و انگلیسی وارد لیبی شوند و در دست طرفداران این مرد احمق سلاح های اسرائیلی دیده شود. این است و جز این نیست که هر جا منافع اقتضا کند آمریکا وارد عمل می شود. شما کافی است که به جای کلمه لیبی و محمد غزافی در بالا کلمه عراق و صدام حسین قرار دهید. یعنی همان جریاناتی که چندین سال قبل آمریکا به بهانه دستگیری القاعده و پیدا کردن سلاح شیمیایی بر سر مردم عراق آورد، این بار هم آمریکا سعی دارد به بهانه برکناری این سرهنگ احمق وارد خاک لیبی شود. عمق فاجعه اینجاست که 42 سال بدون هیچ گونه مسئله ای فردی بر مردم لیبی حکومت کرده که فاقد از هرگونه بینش سیاسی است. عملکرد او را می توانید در این دو هفته ببینید. وقتی مردم به خیابانها می ریزند درجواب خبرنگار بی بی سی که می پرسد شما صدای معترضین را نمی شنوید می گوید اینها که معترض نیستند اینها برای حمایت از من آمدند. بعد چند روز که می گذرد می گوید مردم معترض از دل زمین بیرون آمده اند و یا از کشورهای دیگر آورده می شوند.

یکی دیگر از نکاتی که بارها و بارها از سوی مقام معظم رهبری تاکید شده بحث اسلامی بودن این تحرکات است. رسانه ها سعی دارند این حرکت ها را غیر اسلامی تلقی کنند و این اعتراضات را به بهانه های دیگر مثل اقتصاد و سیاست و ... بشمارند. ولی باید در جواب به نماز جمعه و فریادهای مردم در مساجد اشاره کرد.اینها از موج اسلام خواهی می ترسند.سازمان ملل در سال 2002 یک گزارش مفصلی در مورد کشورهای عربی تعیین کرد و از اسلام خواهی و خطر قیام مردمی بخاطر اسلام مواردی را متذکر شد.در راستای این اقدامات در کشور مراکش آیاتی را که در آن کلمه جهاد بود حذف شد. پس اینها از بیداری مردم می ترسند. از اسلام هراس دارند.

یک کارشناس آمریکایی در مقاله ای بر یک نکته ای جالب تاکید کرده که ما در تاریخ سه تا 11 داریم که برای ما آمریکایی ها خطر آفرین بوده است: 11 فوریه 1979 که انقلاب ایران بوجود آمد.11سپتامبر 2001 که آن قضیه معروف برج های دو قلو رخ داد و 11 فوریه که انقلاب مصر رخ داد و باعث سقوط حسنی مبارک شد.

و ما به این کارشناس غربی می گوییم باید منتظر یک 11 دیگر هم باشد و آن ساقط شدن عربستان این سگ وفادار آمریکایی هاست. سگی که با در این چند روز وقتی لیبی به عنوان کشور نفت خیز با بحران داخلی روبرو شد برای تعدیل بازار و وارد نشدن فشار به آمریکا تولیدات نفتی خود را افزایش داد.

و ما هم چنان منتظر 20 اسفند که روز خشم در عربستان نام گرفته هستیم و از خدا تقاضای مرگ این شکمباره وهابی، این ملک عبدالشیطان را می کنیم و خواهان آمدن بهار دلهاییم.

يكي از خواسته هاي ملت

پسرخالم.تظاهرات دیروز بعد از نماز جمعه

بود...

ملت بیدارتر از مسئولین

بگذار به صندلیش تکیه بدهد علی لاریجانی و از بالا به نمایندگان معترض نگاه کند و برادرش در قوه قضاییه شاهد پرده دری های بیشتر سران فتنه باشد.بگذار بکشند و خون به دل سید ما کنند.

بگذار وقتی با محسنی اژه ای مصاحبه می کند بگوید با عوامل متخلف برخورد قاطع می کنیم.دست روی دست بگذار.هنوز چند نفر جوان هستند که دست سران فتنه به خونشان آغشته نشده .

بگذار يك روز قبلاز 25 بهمن جناب متوهم با مامور ارشد سازمانسيا تلفني مكالمه كند.

بگذار به غير از قرآن به حافظ قرآن هم رحم نكنند.

بگذار فتنه گرانآنقدر با چوب و سنگ به سر مردم بزنند كه شنيده شده يكي از آنها تا الان نتواند از شدت جراحت چشمش را باز كند.

عجب حرف خنده داري زدي جناب متوهم!

مردم مصر از جنبش جلبك ياد گرفتند بر عليه جناب نامبارك بشورند!!!؟؟؟؟

شعار نه غزه كه بعيداست فراموش كرده باشيد.البته آنقدر ذهنتان را توهمات اشغال كرده كه ديگر جايي براي بخاطر سپاري افتضاحاتتان نداريد.

منافقین چقدر حرف امام ما را باجان و دل گوش می دهند وعمل می کنند. آنقدر از ما کشتند که ملت بیدارتر شد. کاش امام هم برای بیداری مسئولین ما هم نسخه ای به دست منافقین و دشمنان ما می داد.

یادم هست وقتی رئیس جمهور ما به لبنان سفر کرد و مورد استقبالبی سابقه مردم لبنان قرار گرفت بی بی سی و دیگر شبکه ها بجای پوشش این خبر به بحثنجات چند معدنچی درشیلی پرداختند.الان هم در روز ۲۲ بهمن ملت به صحنه آمد و آن حضور مثال زدنی را آفرید ولی با اینکاری که کردید(تجمع غیر قانونی در ۲۵ بهمن) افکار مختلف را به انحراف کشیده و موجب کمرنگ شدن این حضور شدید.

شماها آنقدر بی مقدارید که مقام معظم رهبری امروز یک کلمه هم درموردشما سخنی نفرمود.

هنوز قیامت نشده...

ولی بترسید از زمانی که ناگهان بیاید و شمادر گناه وغفلت غوطه ور. 

اما...

رهبرا!ما افسران جنگ نرم منتظر اشاره شمائیم.

پس اشاره ای بنما...

تا سردهیم.


 

همسایه جدیدی به نام مصر

به جای مصر دقت کنید.

فاکس نیوز یا نمیدونه مصر کجاست یا خودش رو زده به ...

ورود باربی دوربین دار به ایران

باربی جدید به نام 'دختر ویدئویی' وارد بازار تهران و برخی شهرستان ها شده که یک گردنبند با قابلیت فیلم‌برداری به صورت دوربین مخفی دارد و از لحظات خصوصی خانواده تصویربرداری نموده و به پایگاه‌های اینترنتی می فرستد.


اين همه دارن ميگن جنگ نرمه ماها چسبيديم به دوتا سريال و مسابقات ورزشي و...

اين همه آقا فرمودند كه من بارها به اين مسئولين گفتم كار فرهنگي مهمتر از اقتصادي و سياسي و...است.فرهنگه كه به سياست و اقتصاد ما جهت ميده.ولي مسئولين ما

ما اكتفا كرديم به دارا و سارا و...

اينم دست گل غربي ها.

خانم باربي با دوربيني كه روي سينه اش تعبيه شده از لحظات خصوصي شما فيلم ميگره و با اتصال به اينترنت ميفرسته برا اونا.

لينك پايين برا سايت مشرقه كه اين گزارش رو زده ميتونيد بخونيدش...

http://ammarname.ir/index.php?option=com_weblinksplus&view=weblink&id=452&catid=10


اینست آزادی بیان؟!

امام خمینی(ره):

اگر دیدید که دشمن برای شما کف می زند،به عملکرد خود شک کنید.(نقل به مضمون)

دقایقی پیش سایت خبرنامه دانشجویان ایران توسط ایادی مزدور اسرائیل هک شد.این در  حالی است که خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران هر هفته در بین دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور توزیع می شود و با استقبال پرشور دانشجویان همراه بوده است.


هکر سایت خبرنامه دانشجویان ایران تصویری را انتخاب کرده که در آن یک سگ فضله ای را روی روزنامه ای که صفحه اول آن عکس دکتر احمدی نژاد است انداخته و در بالای صفحه عبارت I LOVE ISRAEEL در کنار پرچم اسرائیل آمده است.وقتی روی تصویر کلیک کردیم عبارت من افتخار می کنم و اینکه من از اعراب نمی ترسم و برایشان آرزوی مرگ می کنم دیده شد."احمدی نژاد هیتلر بعدی است" هم از جملاتی است که هکر برای عنوان خود انتخاب کرده است.

جا دارد به دوستان خودم (البته اگه مارو هم یکی از بروبچ خبرنامه حساب کنید) تبریک بگویم مخصوصا به آقای (م.ف)که دشمن از عملکرد شما خشمگین است و در حد توان خود دارد پارازیت می اندازد ولی بداند که پیروان ولایت همچنان پیرو اویند و برای دادن بصیرت به راه خود ادامه می دهند.


اللهم احفظ قائدنا خامنه ای

.................................................................................................................................

پ.نوشت:با اینکه خبرنامه کاغذی رو توی دانشگاه پخش می کنم و از سوی بعضی دانشجویان مورد تمسخر و یا حتی تهدید قرار می گیرم این هک شدن به من قوت بیشتری خواهد داد برای ادامه کار.

غم.نوشت:با اینکه خیلی از سایتها برای جذب افرادشان دست به هرکاری می زنند از دادن حقوق های یامفت بگیر تا ماشین و...ولی بنده شخصا شاهد شب بیداری ها و سختی های دوستانم در خبرنامه بوده ام و در همین نمایشگاه مطبوعات غرفه خبرنامه در بدترین جاها قرار گرفت اما غرفه بعضی از سایتها به عنوان مثال همت آنلاین و ...در جاهای مناسب با فضای بسیار بزرگی برگزار شد.

ته.نوشت:یاد جمله قرآن افتادم که آقا خیلی توی صحبتاشون میگن اینکه کسی که خدا را یاری کند خدا هم او را یاری می کند:

ولینصرن الله من ینصره

عمو محمود بفرما

تصویر بالا پسری را نشان می دهد که در حال تعارف کردن آدامس موزی به دکتر است.

فریاد امام از زبان دکتر

یکی از استید ما می گفت رفته بودیم دیدن دکتر احمدی نژاد وقتی هنوز شهردار نبود به ما که حدود ده پونزده تا بودیم گفت ما با همین تعداد تهران را متحول خواهیم کرد .استاد ما می گفت که من توی دلم بهش خندیدم که ما حتی توان متحول کردن یه کوچه تهران رو نداریم می خوایم دنیا رو متحول کنیم!!!

گذشت و دکتر شد شهردار تهران و بعدش هم رئیس جمهور.توی یه جلسه ای ایشون برگشت به ما گفت که ما دنیا رو متحول خواهیم کرد.من گفتم حالا دفعه قبلی یه چیزی گفتی دیگه شورش رو در نیار دیگه.اما همون طور که توی خبرها دیدیم به قول این استاد ما دکتر خودش به تنهایی شده یه بی بی سی برا جمهوری اسلامی.

داشتم مطالبم رو مرور می کردم یه دل نوشته ای دیدم که توسط یه دانشجو که به امام خمینی نوشته شده بود:

اماما...!

سی سال جوان شد انقلابت...
خیلی زشت است که یک روحانی عمامه پیامبر بر سر از جامعه ی مدنی و گفتگوی تمدن ها میگفت و این جوان کت و شلواری مهندسی خوانده حرف دین را می زند و عزت انقلاب را فریاد می کند...
خدا حفظت کند احمدی نژاد

 

 

تو رو چه به سیاست برو درست رو بخون!

علی لاریجانی رئیس مجلس در  سفری که به مازندران داشته گفته :

"دانشجویان نباید وارد سیاست شوند، و سیاست کار سیاست مدارهاست.رسالت شما دانشجویان این است که تنها درس بخوانید و کارهای خرده سیاسی را به سیاست مدارها بسپارید."

اینو داشته باشید که دانشجوها خواستار سوال کردن از لاریجانی بودند ولی شرط و شروط گذاشته که به این شرط میام که دانشجویی سوال نپرسه.

حالا نظر آقای نوری همدانی رو بخونید در دیدار با دانشجویان علوم پزشکی رفسنجان گفته اند:

دين داشتن نيازمند تعهد سياسي، عبادي و اقتصادي است و شما بايد در عين اينكه درستان را مي‌خوانيد و زيارتتان را مي‌رويد در سياست نيز دخالت كنيد و به تعهد سياسي خود پايبند باشيد.

حال باید از جناب لاریجانی پرسید که مگر این انقلاب بدست دانشجویان متعهد و مردم انقلابی صورت نگرفته .اگر قرار بود ما فقط به درس بپردازیم و هیچ دخالتی در سیاست نکنیم خدا می داند شما سیاست مداران(!) چه بر سر این مردم می آوردید.آقای لاریجانی میتونید بگویید 16 آذر چه روزیست و علت نامگذاری آن چیست؟

......................................................................................................................................

در آستانه سفر رهبر معظم انقلاب به قم کمیته جنگ روانی موسوم به «z» با هدف کاهش اثربخشی به این سفر پربرکت تشکیل شده است.
اشاره به برخی شایعات:
1. پخش شایعه نامه 300 نفر از اساتید حوزه علمیه به مقام معظم رهبری و درخواست برای کناره گیری ایشان از رهبری!!
2. انتشار شایعه نصب دوربین های مدار بسته در سطح خیابان های شهر قم و حضور 19 هزار مامور امنیتی در این شهر!!
3. انتشار شایعه خروج آیت الله وحید خراسانی از قم. این شایعه توسط نزدیکان این مرجع تقلید تکذیب شده است.


درد و دل اساتید با استاد

از اون چیزایی که برا خودم فرض کردم - فرض یعنی واجب- این بوده که همیشه تمام صحبتای مقام معظم رهبری رو گوش بدم یا بخونم . حالا هم مثل چند پست قبلی نکاتی رو که ایشون در جمع اساتید بیان فرمودند رو براتون می نویسم.با توجه به اینکه حضرت آقا در این دیدار هم کار بنده رو تایید کردند (!).چرا؟ چون ایشون در این دیدار فرموده اند : امروز جلسه‌ى ما جلسه‌ى بسيار مفيدى بود و من دوست ميدارم كه مشروح اين بيانات منتشر شود؛ حالا در رسانه‌ى ملى منتشر شود، خوب است؛ اما از آن بهتر اين است كه همه‌ى اينها تدوين شود، اين گفته‌ها نوشته شود و پخش شود. حرفها، حرفهاى بسيار خوبى بود. و میگیم آقاجون ما هم داریم همین کارو می کنیم.توصیه می کنم تا آخرش بخونید.ضرر نمی کنید.حالا وبلاگ ما نشد جای دیگه(تواضع رو حال کردی!!!!)

اگه دقت کرد باشین آقا مثل همه سخنرانی هاشون اول کار یه تذکر اخلاقی میدن و شما اگه مثل من زرنگ باشی(!) پی میبری که آقا با دعا خیلی مانوسه.ایشون خطاب به اساتید می فرمایند در دعاهاى اين ايام و اين شبها خوانديد كه: «اللّهمّ و هذه ايّام شهر رمضان قد انقضت و لياليه قد تصرّمت».عرض ميكنيم: پروردگارا! شبهاى ماه رمضان سپرى شد، روزهاى ماه رمضان درنورديده شد و ما نميدانيم كه در اين روزها و شبهائى كه گذشت، چه مقدار توانستيم ظرف وجود خودمان را از رحمت تو، از عنايت تو لبريز كنيم و چه مقدار بهره ببريم. و عرض ميكنيم: «ان لم تكن رضيت منّا فالأن فارض منّا»؛ پروردگارا! اگر تا اين لحظه ما نتوانسته‌ايم رضايت و خشنودى تو را كسب كنيم، درخواست و تمنا ميكنيم كه در همين لحظه رضايت خودت را شامل حال ما بفرما. (مفاتیح.از دعاهای دهه آخر ماه رمضان)

چقدر این جمله قشنگه که«ان لم تكن رضيت منّا فالأن فارض منّا».

بعد آقا در مورد ضرورت داشتن طهارت به خصوص برای اساتید سخن می گویند و به صحبتای اساتید اشاره می کنند و به اینکه بسيارى از اينها به خاطر اين است كه علم در جهت درست خود - كه سنت الهى است - حركت نكرده است و در ادامه می فرمایند اين صفاى نفس و اين نورانيت به دانشمند كمك ميكند كه علم را در آن جهتِ درست هدايت كند و پيش ببرد.

تذکر بعدی ایشون به جهاد علمی در کشور است.فرمایش آقا در خصوص جهاد : ببينيد، جهاد يك معناى خاصى دارد. معناى جهاد فقط تلاش نيست. در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از آن تلاشى كه در مقابل يك دشمن است، در مقابل يك خصم است. هر تلاشى جهاد نيست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شيطان، جهاد در ميدان نظامى، مواجهه‌ى با يك دشمن است؛ مواجهه‌ى با يك معارض است. امروز ما در زمينه‌ى علم نياز داريم كه اينجور تلاشى در كشور بكنيم؛ احساس كنيم موانعى وجود دارد، بايد اين موانع را برداريم؛ دارد معارضه‌هائى ميشود، بايد اين معارضه‌ها را در هم بشكنيم؛ در زمينه‌ى عرضه‌ى امكانات علمى، خسّتهائى از سوى كسانى كه صاحبان آن هستند - كه كشورهاى پيشرفته‌ى علمى است - وجود دارد، بايد در مقابل اين خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فورانِ از درون نشان بدهيم .

تذکرات اساتید و نظر آقا:

- تشکیل دانشكده‌ى طب سنتى . تایید و مژده خواندن این مطلب از سوی آقا.

-  تشکیل دانشگاه حکمت بیان.تایید و نو خواندن این مطلب .

-  ايجاد رصدخانه‌ى پيشرفت نقشه‌ى جامع علمى براى اينكه ببينيم چقدر كار پيش ميرود، تا برنامه منحرف نشود، متوقف نشود.

- اهميت علوم انسانى که فرموده اند : در آينده اگر عمرى بود و توفيقى، يك جلسه‌ى دانشگاهى ديگرى ان‌شاءاللَّه با اساتيد محترم يا با دانشجويان خواهم داشت و آنجا راجع به مسائل علوم انسانى مفصل حرف خواهم زد. بنده در باب مسائل علوم انسانى خيلى حرف دارم.

- عدم تغيير سرفصلهاى علوم انسانی که تذکر دادند هر پنج سال در علوم انسانى گاهى تغييرات عمده‌اى به وجود مى‌آيد و ما جرات تغییر دادن را نکرده ایم.

- انتخاب دانشجويان و عدم تناسب پايان‌نامه‌ها با نيازهاى علمى كه بسيار حرف درستى است، جزو حرفهاى ما هم هست.

- تحسین آقا از پیشرفت های مطرح شده توسط اساتید و مثال ایشان در زمینه های دیگر: مثلاً در فناورى‌هاى نظامى، كارهاى فراوانِ عجيب و غريبى شده. آن چيزهائى كه انسان توى تلويزيون مى‌بيند، ويترين است؛ ويترين كه نميتواند آن حقيقت كار و آن عظمت كار و آن پيچيدگى كار را نشان بدهد. كار خيلى انجام گرفته.

- مسئله‌ى توليد فكر مطلب که توليد فكر از توليد علم دشوارتر است.

- بياناتى راجع به علم اقتصاد .فرمودند: بسيار نكته‌ى درستى بود كه ما پولى كه براى يك سد يا براى يك نيروگاه يا براى يك بزرگراه ميدهيم، اين پول را نميگذاريم براى يك رشته‌ى مهمى از رشته‌هاى علوم انسانى، كه حالا مثلاً علم اقتصاد است. اين حرفها درست است؛ اينها را ما قبول داريم.

 

دونکته پایانی آقا.

1-  اهتمام همه به نقشه جامع علمی کشور. اگر چنانچه اين نقشه‌ى جامع علمى در اختيار همه‌ى ما در دانشگاه‌ها قرار بگيرد، آن وقت روى اين بايد كار كرد. که این نیاز به دوچیز دارد یک مجری که این نقشه را اجرا کند و دو پویا بودن و به روز بودن این نقشه.

2- توسعه‌ى آموزش عالى بايد در جهت هدفها باشد.

 

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

نکاتی پیرامون سخنان آقا در دیدار با مسئولین

وقتی سخنان حضرت آقا روکه در دیدار با مسئولین نظام بیان فرمودند مطالعه کردم بر این شدم که نکاتی که به نظرم مهم می آید در چند گزاره مطرح کنم تا شما خواننده عزیز هم بی بهره نمانی.

·  انس داشتن معظم له با دعا به خصوص صحیفه سجادیه و دعای مکارم الاخلاق

·  تعبیر زیبای ایشان به انکه ماه رمضان در بین ماه های سال همانند اوقات نماز است به دیگر اوقات شبانه روز.

·  ایشان در مورد توبه و انابه مراحلی را ذکر کردند که قدم اول آن پی بردن به عیب و خطای خود می باشد.

·   تذکر به این نکته که حتی پیامبر خدا هم در این ماه استغفار می کردند. خوب جای سوال دارد که مگر ایشان هم مقل ما گناه می کنند که مرحوم فیض جواب می دهند :" انّ ذنوب الأنبياء و الأوصياء عليهم السّلام ليس كذنوبنا بل انّما هو ترك دوام الذّكر و الاشتغال بالمباحات".

.   بیان دیگر ابعاد تقوا و استناد ایشان به دعای مکارم الاخلاق:

"اللّهم صلّ على محمّد و اله و حلّنى بحلية الصّالحين و البسنى زينة المتّقين "؛ از خداى متعال درخواست مي كند كه پروردگارا! مرا با زيور صالحان زيور بده و با لباس پرهيزگاران ملبس كن. خوب، اين لباس پرهيزگاران چيست؟ آن وقت اين شرح جالب است: "فى بسط العدل "؛ لباس پرهيزگاران در گستردن عدالت، "و كظم الغيظ "؛ در فرو بردن خشم، "و اطفاء النّائرة "؛ در فرو نشاندن آتش؛ آتشهايى كه بين افراد جامعه برمى‌افروزند. اينها تقواست. "و ضمّ اهل الفرقة "؛ افرادى كه از شمايند، اما جدا شدند، سعى كنيد اينها را گرد بياوريد. اين جزو موارد تقواست، كه در دعاى شريف مكارم‌الاخلاق - دعاى بيستم صحيفه‌ مباركه‌ سجاديه - به آن اشاره شده است. اين دعا، بسيار دعاى مهمى است.

·   تاکید ایشان بر عدالت وبیان روایتی که فرمود: هر اميرى - امير يعنى همه‌ شماها؛ هر كسى يك دستگاهى دارد كه در آن فرمان مي راند، حكم او در آنجا نافذ است - كه روزى را به عدالت حكم كند، مثل اين است كه هفتاد سال عبادت كرده؛ اينها خيلى مسائل مهمى است؛ اهميت عدالت را، رفتار عدالت‌آميز را به ما نشان مي دهد.

·  تاکید بر رفتار خلاف تقوای بعضی افراد:من مى‌بينم در داخل كشور خودمان كه يك عده‌اى مي خواهند اصلاً عناصر گوناگون را، جناحهاى مختلف را، افرادى از هر يك از جناحها را به جان هم بيندازند و اختلاف ايجاد كنند؛ كأنه اصلاً از آتش‌افروزى خوششان مى‌آيد؛ اين خلاف تقواست.

·  تبیین وظایف افراد قوی الایمان نسبت به ضعیف الایمانها: كسانى كه خودشان را قوى مي دانند، آن كسانى را كه ضعيف مي دانند، ملاحظه كنند، مراعات كنند، دفع نكنند. آن كسانى كه جزو مجموعه هستند، ليكن بر اثر اشتباه و غفلت كنار افتادند، جدا افتادند، اينها را به خود بياورند؛ اينها را نصيحت كنند، دلالت كنند، راه را به آنها نشان بدهند، آنها را برگردانند. اينها مسائل اساسى است.

· قدرت گرفتن جبهه حق و رو به زوال رفتن جبهه باطل

· برشمردن نقاط ضعف جبهه باطل :

محروم بودن جبهه مقابل انقلاب از عقبه مردمي - ناكامي آمريكا در عراق و افغانستان - ركود سنگين و وضع بد اقتصادي جبهه مقابل - حالت حيرت و ندانم كاري آمريكايي ها ...

درمقابل جبهه حق دارایاین ویژگی ها می باشد: حركت صعودي نظام جمهوري اسلامي - روحيه بالا و جوانان با انگيزه - عقبه‌ بي نظير نظام جمهورى اسلامى - اميد ما به آينده - تجربه هاي موفق

·  اشاره ایشان به برنامه های دشمن: فشار اقتصادى، تهديد نظامى، جنگ روانى براى اثرگذارى بر روى افكار عمومى؛ هم در داخل كشور، هم در سطح بين‌المللى؛

· اشاره به اینکه مذاكره‌ در سايه‌ تهديد و فشار، مذاكره نيست .

·   تاکید بر اینکه اتحاد و همدلى بين مسئولين كشور يك فريضه است.

· سخنان ایشان پیرامون موضوع هسته ای و مذاکره با آمریکا

 

 

 

نظر حضرت آقا در مورد محاکمه سران فتنه

الان داشتم مصاحبه هفته نامه یالثارات الحسین رو با حمید رسایی نماینده تهران در مورد دیداری که حدود 30نماینده مجلس با آقا داشتند می خوندم که دیدم یه قسمتیش خیلی جالبه و اون نظر آقا در مورد محاکمه سران فتنه است. از این طرف یعنی از جبهه اصولگرا و بچه حزب اللهی ها اکثرا می شنویم که چرا اینقدر قوه قضاییه در مورد سران فتنه تعلل می کند و محاکمه نمی کندشان. نماینده هایی که پیش آقا رفته بودند هم نظرشون این بود كه پس از نهم دی با توجه به حضور میلیونی مردم اگر با سران فتنه برخورد نشود، مردم احساس می کنند که نظام در برخورد با سرا فتنه ناتوان است. آهای بچه حزب اللهی ها! آهای ولایی ها! بخونید نظر آقا رو در این مورد.يالثارات مي پرسه:

پاسخ آقا چه بود؟

حمید رسایی جواب میده:

- آقا اصلا نسبت به سران فتنه هیچ دغدغه ای نداشتند! جالب بود، تعبیر ایشان این بود که سران فتنه همیشه دم دست هستند و محاکمه آنها برای نظام کاری ندارد و این اتفاق هم می افتد اما مهم تر از محاکمه این افراد، خشکاندن ریشه این فتنه است کما اینکه به تعبیر ایشان اگر ریشه فتنه 18 تیر سال 78 در ده سال پیش خشکانده شده بود امروز شاهد فتنه جدید سال 88 نبودیم.

حالا که تو فضای مکتب ایرانی و اسلامی هستیم و فرمایشات اخیر جناب مشایی! در اون جلسه رسایی میگه ما انتقاداتی رو که از سر دلسوزی از دولت بود به آقا گفتیم ایشون فرمودند که شاید این اشکالات وارد باشد ولی ما باید جمع بندی کنیم. تصریح ایشان این بود که دولت در کنار خدماتش نمره منفی هم دارد ولی در جمع بندی، نقاط مثبت دولت ترجیح دارد و خیلی بیشتر از نمرات منفی آن است. آقا فرمودند که شما باید نهی از منکر و امر به معروف کنید اما نباید این کار شما بهانه ای شود برای جدا کردن راه یا تعارض و تخریب دولت...

فاعتبروا یا اولی الابصار

کدام مکتب؟اسلام یا ایران؟

جناب آقای دکتر در جمع خبرنگاران گفته اند که حساسیت روی مشایی غیر عادی است. این حساسیت را ما که 22خرداد 88 به شما رای داده بودیم بوجود آوردیم یا رئیس دفترتان ؟ چگونه ما را متهم می کنید در حالی که چوب طرفداری از شما و بعضا افعال نسنجیده شما را ما بچه حزب اللهی ها داریم می خوریم.گفته اید که این رفتار بدی است که فردی اظهار نظر می کند و آن را به یک خط کشی و دعوا در جامعه تبدیل می کنند. سوال من از شما این است که آیا هرکسی باید در هر زمینه ای اظهار نظر کند؟ اسفندیار رحیم مشایی چه کاره است که در مورد مسائل دینی اظهار نظر می کند ؟ علمای ما چرا در مورد مسائل دینی آنجایی که باید نظر شخصی و استنباطی که خودشان از دین دارند را بیان کنند از کلمه احتیاط استفاده می کنند ، احتیاط واجب ، احتیاط مستحب. ولی در مقابل این رئیس دفتر شماست که بدون هیچ گونه احتیاطی نظرات خود را بیان می کند.گفته اید که چرا افراد به توضیحاتی که مشایی در کنار صحبتهایش می آورد توجهی نمی کنند . از شما می پرسم که اینها توضیح است یا توجیه؟اینها توجیه است برای پوشاندن حرف اشتباهی که زده است.در ادامه صحبت های خود مشایی را فردی مومن و پایبند به ارزش های انقلاب قلمداد کردید.بر منکرش لعنت ! اما وقتی افرادی چون علامه مصباح ، سرلشگر فیروزآبادی ، آیت الله خاتمی و علم الهدی و ... به اظهارات آقای مشایی اعتراض کنند و آن را دور از ارزشها و آرمانهای انقلاب بدانند شما کدام طرف را پایبند به ارزشهای انقلاب می دانید؟اینگونه ادامه داده اید که اگر کسی قبول ندارد برای نظریه خود دلیل و مدرک بیاورد . ما از شما تقاضا داریم که همین حرف ها را هم به رئیس دفترتان انتقال دهید تا ایشان هم بدون مدرک و دلیل سخنی نرانند.

گفته شده که آقای مشایی همواره با تعریف کردن از ملت ایران مسئولیت سنگینی را بر دوش ملت و دولت می گذارد . می گوییم لازم نیست. شما آبروی ما را در دنیا نبرید این برایمان بس است. از اظهار نظر مفتی عربستان بگیر که گفته "بعد از 30 سال يكي از مسئولين نظام جمهوري اسلامي ماهيت اصلي انقلاب كه ملي گرايي است را برملا كرده" تا سوت و کف زدن رسانه های بیگانه.آقای رئیس جمهور! آيا وقت آن نرسيده كه از به كار گيري فردي كه چنين هزينه هاي سنگيني بر دولت تحميل مي كند بازنگري شود. شاید اینطور جواب دهید که نه من به ایشان اعتقادی راسخ دارم.

یادم آمد دوستی می گفت که با شنیدن این اخبار یاد حرف بازررگان می افتم که می گفت : اختلاف من با امام سر دو کلمه است بنده می گویم اسلام برای ایران و امام می گوید ایران برای اسلام.

اگر این فرض ما را آقای دکتر! بپذیرید که علامه مصباح از نظر سواد دینی از رحیم مشایی بالاتر است ایشان فرموده بودند "کسانی که بی شرمانه مكتب ايران را به‌ جاي مكتب اسلام معرفي مي كنند، خودي نبوده غيرخودي‌اند و بايد حواسمان جمع باشد.شما كه ادعاي خط امام مي كنيد، امام راحل در كدام سخنراني خود از اسلام ده بار سخن نگفت و از ايران نام برد؛ ما كه پيرو او هستيم بايد همان روش را ادامه دهيم." شما از این عالم بزرگوار هم دلیل می خواهید . ایشان کسی است که از قبل از انتخابات چوب حمایت از شما را خورده و الان هم برای موفقیت دولت این چنین موضع گیری می کند.

آقای رئیس جمهور چه جوابی دارید؟

بحث خیلی وسیع تر از یک پست است که شاید برای خواننده ملال آور باشد.آن را وامیگذاریم برای دوستان وبلاگ نویس دیگر.

در ادامه مطلب توصیه می کنم توضیحی اجمالی و جالب در مورد این اظهار نظرها و درستی وغلط بودن این اظهارات را از نگاه علمی ببینید.

ادامه نوشته

جاتون خالی بود.

دومین گردهمایی فعالان و وبلاگ نویسان ارزشی با عنوان فصلی تازه در بصیرت برگزار شد.

در این مراسم دکتر الهام عضو شورای نگهبان، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان، فرماندار شهرستان ری، سرهنگ صالح، و سلحشور کارگردان حضور داشتند.

اگه تونستید منو پیدا کنید.

عکس داش حسین هم در ادامه مطلبه...

ادامه نوشته

امام خامنه ای

حجت الاسلام پناهیان:
من نمی دانم که چرا برخی وحشت می کنند که از کلمه امام برای رهبری استفاده شود با اینکه امام بار معنایی خود را دارد و امامت دریایی از معارف را در خود نهفته دارد اما نمی دانم چرا تصمیم به تغییر گرفته نشده است.

استفاده کلمه امام برای هر رهبر دینی امری رایج در طول تاریخ بوده است ، مثل امام موسی صدر که رهبری نمی کرد و امامت می کرد.

پس از 20 سال...

سکوت علامت رضایت است؟

سران فتنه !سکوت کنید.هنوز یکسالتان نشده و خیلی کوچک هستید. سکوت کنید در برابر جنایاتی که در غزه رخ می دهد .

آقای موسوی ! تو سکوت کن و هیچ چیزی در مورد اعمال وحشیانه اسرائیل نگو و ادامه بده به چیز چیز گفتن .چیزی درباره ی کشته شدن 20 نفر و زخمی شدن عده ای دیگر نگو ولی وقتی یک دخترک جوان بدست سرکرده های انگلیسی در یکی از خیابانهای تهران با ضرب گلوله کشته می شود آن را توی بوق کن و بعد ماکان را بفرست با پرز دیدار کند و اکبر گنجی هم با گوگوش بچرخد و ... .

آقای موسوی و ای شیخ ساده لوح ! شما هم بروید کنار سایت بالاترین که به جای پوشش خبری این رخداد مهم که در بسیاری از رسانه های جهان به عنوان خبر اول منتشر شد ، هیچ گونه خبری را منتشر نکرد و فقط به تیتری با عنوان فیلم رسمی ارتش اسرائیل اکتفا کرد . هنوز یکسالتان نشده و حرف زدن را یاد نگرفته اید و فقط مثل کودک خردسالی که اولین کلماتی را که یاد می گیرد بابا و مامان است ، شما هم دوکلمه تقلب و دروغ را یاد گرفته اید از پدر و مادرتان, آمریکا و انگلیس.

شیخ ساده لوح و جناب آقای موسوی ! دیگران با اینکه داعیه اسلام را سر نمی دهند، از مسلمانان حمایت می کنند و مثل حسنی مبارک ، رئیس جمهور مصر ، دروازه رفح را بر روی فلسطینیان باز می کنند ولی شما هنوز دروازه گوش و چشم و قلبتان را برای شنیدن حق و حقیقت نگشوده اید.آیا نمی دانید همین افراد بودند که سال گذشته در ادامه حوادث پس از انتخابات از شما حمایت کردند و به تمجید جنبش- بخوانید فتنه – سبز برخاستند اما امام ما بود که فرمود اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.

آقای کروبی ! هنوز نمی خواهی حرفی بزنی ولی وقتی یک فرد معلوم الحالی از تجاوز در زندان با تو سخن می گوید سریع برآشفته می شوی اما من و تو خوب می دانیم که در بنیاد شهید چه کردی و چه پول های هنگفتی را بالا کشیده ای !

آیا می توانیم از این فرمایش پیامبر نور و مهربانی راحت بگذریم که فرمود هرکس صدای مظلومیت مسلمانی را بشنود و پاسخی ندهد ، فلیس بمسلم یعنی مسلمان نیست .پس باید در مسلمانی شما هم شک کرد .مگر نمی دانید که آقای اکبر هاشمی رفسنجانی که سایت وابسته به او چند روز پیش در اقدامی عجیب ، نامه ی هاشمی به رهبر معظم انقلاب را که سال گذشته قبل از انتخابات نوشته شده بود وخیلی ها معتقدند که آتش فتنه با آن نامه شروع شد ، در سایت قرار داده ، در برابر اقدامات رژیم صهیونیست سکوت نکرده است و موضع خور را مشخص کرده .شما ها که از هاشمی بالاتر نیستید. چرا اعلام موضع نکردید؟

بگذارید جرس و پارلمان و بالاترین و...افرادش را بپروراند و درباره ی فتنه سبز شما خوب قلم فرسایی کند ولی مردم غزه و لبنان و یمن و ... در برابر این همه جنایت در آتش شنیدن یک لبیک از جانب شما بسوزند و بسازند .سید حسن خمینی هم برود متنش را آماده کند که قرار است روز جمعه بخواند ولی دریغ از یک متن که برای این رویداد بنویسد.

این را مطمئن باشید که فتنه سبز را قبل از اینکه یکساله شود در گور دفن کردیم – همانطوری که دیروز در خبرها می خوندم که سایت جرس به این موضوع اعتراف کرده – و با توجه به سایت داداش حسین قدیانی (قطعه 26) ، دیدید که ماها بی شماریم نه شما و تا آخر در کنار حضرت ماه می مانیم و ساندیس جمهورس اسلامی را چندتا چندتا می خوریم.

پی نوشت : لازم به توضیح است که در پی اعترافاتی که یکی از اعضای بنیاد شهید که توسط شیخ ساده لوح اخراج شده جزئیاتی در مورد اقدامات جناب شیخ به چاپ رسده است.

 

سی سال امامت نماز جمعه تهران

نماز جمعه این هفته یادتون نره ها!

4خرداد جاویدان خواهد بود.

امروز 4 خرداد 89 جمعي از دانشجويان اسلام گرا در اقدامي خود جوش در مقابل دفتر كار عبدالله جعفرعلي جاسبي رئيس دانشگاه آزاد – البته آزاد از قانون – تجمع كردند و اعتراض خود را مبني بر مفاسد اقتصادي و بي قانوني كه در دانشگاه آزاد در حال رخ دادن است بيان كردند.

اين اعتراض نه تنها از ناحيه ي دانشجويان بلكه از طرف تمام ملت است كه بايد به هيئت موسس دانشگاه آزاد اعلام شود؛ من هم به عنوان يك دانشجو با هدف از بين بردن اين مفاسد اقتصادي و بي قانوني كه در بين بعضي از مديران وجود دارد، اين جمع را همراهي كردم.شايد در تاريخ ايران، از اين گونه تجمعات، آن هم از نوع دانشجويي زياد اتفاق افتاده ولي با اين هدف كه بتوان انزجار خود را از سوي قشر فرهيخته و دانشجو، به گوش آن افرادي برسانيم كه بدون توجه به قانون و بخاطر عدم نظارت بر روي آنها  از اموال بيت المال براي رسيدن به اميال دنيوي خود استفاده مي كنند، كمتر روي داده باشد.

4خرداد روزي است كه جنبش دانشجويي مسلمان نسبت به اين بي قانوني ساكت ننشست و اين روز را شروعي مي داند براي ادامه حركت برضد مافياي قدرت و ثروت.

دانشجويان با بصيرت به اين رسيده اند كه هيئت موسس دانشگاه آزاد در ادامه كارهاي غير قانوني خود سعي در وقف كردن اين نهاد ملي هستند چرا كه مطابق اساسنامه، تمامي اموال و دارايي هاي آن متعلق به بيت المال بوده و در فهرست اموال عمومي جاي دارد.

چه جالب است اظهارات اخير آقاي هاشمي رفسنجاني در 17 ارديبهشت امسال كه "وقف دانشگاه آزاد بزرگترين وقف جهان اسلام است."آقاي هاشمي ! اين چه وقفي است كه شما بيان مي كنيد؟ كاش مي گفتيد بزرگترين دزدي و ننگ ملي است . چرا نمي آييد اموال شخصي خود را وقف كنيد ؟اي موسسين دانشگاه آزاد! چرا وقف كردن را از كيسه بيت المال شروع كرده ايد؟

كي به سراغ اموال شخصي خود مي رويد؟ آري! امروز- 4 خرداد - هر دانشجو با در دست داشتن پلاكاردهايي اعتراض خود را اعلام كردند.

پلاكاردهايي كه در آنها اينگونه آمده بود: جاسبي، يار غار هاشمي –جاسبي: اين همه به نمايندگان سرويس مي دهيم تا نمايندگان ما را حمايت كنند.

تا به كي فساد مالي را تحمل كنيم و... 4 خرداد امسال بايد در حركت هاي پرشكوه دانشجويان، بدرخشد.

بايد دشمنان و مافياي قدرت و ثروت بدانند كه همه در برابر قانون يكسان اند.همه، حتي مديران و موسسان دانشگاه آزاد و مخصوصا آقاي جاسبي .اين در حالي است كه نمايندگان مجلس در اقدامي عجيب و برخلاف وظيفه قانوني خود، موضوعي را كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيده است – كه همان اساسنامه ي دانشگاه آزاد مي باشد – را ناديده گرفته و بحث وقف دانشگاه آزاد را مطرح كرده است.

دانشجويان در اين روز يعني 4 خرداد ماه 89 همواره سعي كرده است با اين روند بي قانوني مبارزه كنند و بتوانند امروز را نقطه عطفي كنند در حركت هاي عظيم دانشجويي براي نيل به اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي.


تجمع دانشجویان مقابل دفتر جاسبی

اینم اعلامیه برکناری! جاسبی

فائزه خانوم!

یه خورده بخندیم!

روز پیش وقتی دختر کوچولوی اکبر آقا با سایت جرس مصاحبه کرد در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه فکر می کنید که علت حساسیت روی شما و برادرانتان - بویژه مهدی- به عنوان فرزندان آقای هاشمی چیست؟ چرا روی فرزندان بقیه مسئولین اینقدر حساسیت وجود ندارد که روی شما و برادرانتان وجود دارد؟
و دختر كوچولوی اكبر هاشمي رفسنجاني با فرار رو به جلو اينگونه پاسخ مي دهد:

"مهمترین هدف، تخریب هاشمی است، برای خودش که نقطه ضعف ندارند، از طریق همان شایعات و دروغ هایی که سالها درباره فرزندان ایشان به همین منظور پخش کرده اند، بهره برداری می کنند و از طریق فرزندان به او می رسند. خانواده و فرزندان بسیار از مسئولین رده بالا نیز در این اعتراضات حضور داشته اند و حتی بعضی دستگیر شدند، که البته فوری آزاد شدند ولی اخبار آنها منعکس نشد. حضور آنها با حضور من چه فرقی دارد؟"
 خواهر مهدي هاشمي لندن نشين در ادامه اظهاراتش نقش زنان را در حضور مستقيم در اعتراضات بسيار موثر دانسته است .

فائزه در ادامه پيشگويي و خط دهي هايش به آشوبگران عنوان كرد:

"اتفاقات عجیب و غریبی در حال وقوع است که عمدتاً برخلاف قانون و موازین اسلامی است."

اینم دست پیش گرفته پس نخوره ولی کور خونده

تا یادم نرفته بگم براتون که یه بیانیه توسط هفت رسانه اطلاع رسانه ای سبز  روی سایت ها قرار گرفته که بیانیه رو میتونید توی جرس بخونید فقط میخواستم این چنداتا پایگاه اطلاع رسانی سبزک ها رو براتون معرفی کنم برا دشمن شناسیتون به نظرم خوب باشه!

پایگاه خبری امروز
پایگاه خبری تحول سبز
پایگاه راهبردی، تحليلي و خبری جرس
 پایگاه خبری سحام نیوز
پایگاه خبری میزان
پایگاه خبری ندای سبز آزادی
پایگاه خبری رای من کجاست

ولی اینا نمی دونند که ما بیشماریم.اگه شما هم نمیدونید که ماها بی شماریم به سایت داش حسین(قطعه ۲۶)سربزنید تا بدونید. 

وقتی که روباه پیر، دم خود را نشان داد

در ادامه جریاناتی که ازطرف اصلاح طلبان پس از انتخابات صورت گرفت سفیرسابق انگلیس یه سری جزئیات جدیدی رو مطرح کرده. یادتان هست وقتی مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست آقای هاشمی رفسنجانی به کمک اطرافیان خود ازجمله حسن روحانی ، محسن رضائی سعی کردند آبروی برباد رفته ی اصلاحات را به آن برگردانند،طرحی دادند پیرامون مسئله انتخابات واینکه شورایی به عنوان کمیسیون ملی انتخابات تشکیل شود که این طرح برای کاهش اختیارات شورای نگهبان بود ولی باز هم به بن بست رسیدند ! آن زمان بود که بسیاری از دلسوزان نظام این طرح را خیانت به مردم و خلاف قانون اساسی دانستند.چند روز پیش ، رادیو فردا گزارش داد که سفیر سابق انگلیس گفته  طرح محدود کردن اختیارات شورای نگهبان ، یک "پروژه" بوده است و حضرت آیت الله خامنه ای با این طرح مخالفت کرد و آب سردی بود که روی این پروژه ریخته شد .(این جاست که نقش آقا رو میتوان به خوبی حس کرد که اگه ایشان نبود این حوادث به کجا ختم می شد و چه سرنوشتی برا مملکت رقم می خورد) او در ادامه به محروم شدن سران فتنه (موسوی ، خاتمی ، کروبی)از فعالیت سیاسی در آینده اشاره کرد و گفت : با وجود امثالی مثل هاشمی رفسنجانی برای دفاع از اصلاحات ، اصلاح طلبان نمی توانند به جایگاه خود بازگردند .(اینم نقش جناب هاشمی ) او گفته است : تمام این شرایط به ضرر جنبش(بخوانید فتنه) سبز است و درشرایط فعلی چندان نمی توان به تحرکی جدید امیدوار بود .

چندی پیش در گزارش ها اومده که جناب موسوی و کروبی سعی داشتند با کارگران به مناسبت هفته ی کارگر دیدار کنند و آنها را به حرکتی بر علیه نظام وادارند.ولی ... ولی کارگران به قول رهبر معظم انقلاب که 30 سال به آمریکایی ها (خودی های آمریکایی که بماند)نه گفتند(منظورم رو که فهمیدید موسوی و خاتمی و کروبی رو نمیگم ها !دید گول خوردید!) این بار هم خوش درخشیدند.آنها به یک شرط قبول کردند با این دونفر دیدار کنند و اون شرط هم اینه که این دو تارو "ادب" کنند! و رهبر معظم  انقلاب در دیدار روز چهارشنبه با کارگران به این مسئله اشاره کردند که دشمنان از اول انقلاب برای استفاده از قشر کارگر ، به عنوان اهرم فشار سیاسی بر ضد نظام اسلامی استفاده کردند ولی ناکام  مانده اند و خواهد ماند.انشاءالله

راستی تا یادم نرفته این رو هم بگم یه نامه ای درست شده برای اعتراض به تهدید اتمی اوباما-به قول آقا گنده گویی های اوباما- به سایت زیر مراجعه و این نامه رو امضا کنید.

www.ir-uni.ir