بیش
از دو هفته است که موج اسلام خواهی و عدالت طلبی و رهایی از چنگال ظلم و ستم در
کشورهای عربی بوجود آمده و هر کدام از کشورها با الگو قرار دادن جمهوری اسلامی
برای خود خواهان کشوری آزاد بدون دخالت بیگانگان هستند. در این بین کشور لیبی با
جمعیتی که گفته می شود از تهران ما هم کمتر است نقشی اساسی در این بین ایفا کرده
است.بررسی اوضاع این کشور در قالب چند نکته می تواند به عملکرد و تحلیل ما در
زمینه سیاسی کمک کند.
کشور
لیبی دارای صحراهای وسیع است و وسعت آن سه برابر فرانسه و کمی کوچکتر از کشور ما
است.نفت لیبی یکی از بهترین نفت های سبد opec است و این کشور تامین کنند نفت اروپا
می باشد. آمریکا بارها بر مهم نبودن نگین خاورمیانه-hot land- از لحاظ منابع نفتی
که همان خلیج فارس است تاکید کرده و کانال سوئز را بدون اهمین تلقی می کند .این به
این خاطر است که از طرف کشورهایی مانند لیبی و عربستان و عراق از لحاظ نفت تامین
می شود.حال ببینید الان که اوضاع این کشورها به هم ریخته است روزی نیست که یکی از
مسئولین آمریکایی به لیبی و مصر و... سفر نکند.مگر می شود که 42 سال فردی احمقی به
نام محمد غزافی بر مردم حکومت کند و آب از آب تکان نخورد و یک باره ناو های
آمریکایی و کانادایی و انگلیسی وارد لیبی شوند و در دست طرفداران این مرد احمق
سلاح های اسرائیلی دیده شود. این است و جز این نیست که هر جا منافع اقتضا کند
آمریکا وارد عمل می شود. شما کافی است که به جای کلمه لیبی و محمد غزافی در بالا
کلمه عراق و صدام حسین قرار دهید. یعنی همان جریاناتی که چندین سال قبل آمریکا به
بهانه دستگیری القاعده و پیدا کردن سلاح شیمیایی بر سر مردم عراق آورد، این بار هم
آمریکا سعی دارد به بهانه برکناری این سرهنگ احمق وارد خاک لیبی شود. عمق فاجعه
اینجاست که 42 سال بدون هیچ گونه مسئله ای فردی بر مردم لیبی حکومت کرده که فاقد
از هرگونه بینش سیاسی است. عملکرد او را می توانید در این دو هفته ببینید. وقتی
مردم به خیابانها می ریزند درجواب خبرنگار بی بی سی که می پرسد شما صدای معترضین
را نمی شنوید می گوید اینها که معترض نیستند اینها برای حمایت از من آمدند. بعد
چند روز که می گذرد می گوید مردم معترض از دل زمین بیرون آمده اند و یا از کشورهای
دیگر آورده می شوند.
یکی
دیگر از نکاتی که بارها و بارها از سوی مقام معظم رهبری تاکید شده بحث اسلامی بودن
این تحرکات است. رسانه ها سعی دارند این حرکت ها را غیر اسلامی تلقی کنند و این
اعتراضات را به بهانه های دیگر مثل اقتصاد و سیاست و ... بشمارند. ولی باید در
جواب به نماز جمعه و فریادهای مردم در مساجد اشاره کرد.اینها از موج اسلام خواهی
می ترسند.سازمان ملل در سال 2002 یک گزارش مفصلی در مورد کشورهای عربی تعیین کرد و
از اسلام خواهی و خطر قیام مردمی بخاطر اسلام مواردی را متذکر شد.در راستای این
اقدامات در کشور مراکش آیاتی را که در آن کلمه جهاد بود حذف شد. پس اینها از
بیداری مردم می ترسند. از اسلام هراس دارند.
یک
کارشناس آمریکایی در مقاله ای بر یک نکته ای جالب تاکید کرده که ما در تاریخ سه تا
11 داریم که برای ما آمریکایی ها خطر آفرین بوده است: 11 فوریه 1979 که انقلاب
ایران بوجود آمد.11سپتامبر 2001 که آن قضیه معروف برج های دو قلو رخ داد و 11
فوریه که انقلاب مصر رخ داد و باعث سقوط حسنی مبارک شد.
و
ما به این کارشناس غربی می گوییم باید منتظر یک 11 دیگر هم باشد و آن ساقط شدن
عربستان این سگ وفادار آمریکایی هاست. سگی که با در این چند روز وقتی لیبی به
عنوان کشور نفت خیز با بحران داخلی روبرو شد برای تعدیل بازار و وارد نشدن فشار به
آمریکا تولیدات نفتی خود را افزایش داد.
و
ما هم چنان منتظر 20 اسفند که روز خشم در عربستان نام گرفته هستیم و از خدا تقاضای
مرگ این شکمباره وهابی، این ملک عبدالشیطان را می کنیم و خواهان آمدن بهار
دلهاییم.