نکاتی پیرامون سخنان آقا در دیدار با مسئولین

وقتی سخنان حضرت آقا روکه در دیدار با مسئولین نظام بیان فرمودند مطالعه کردم بر این شدم که نکاتی که به نظرم مهم می آید در چند گزاره مطرح کنم تا شما خواننده عزیز هم بی بهره نمانی.

·  انس داشتن معظم له با دعا به خصوص صحیفه سجادیه و دعای مکارم الاخلاق

·  تعبیر زیبای ایشان به انکه ماه رمضان در بین ماه های سال همانند اوقات نماز است به دیگر اوقات شبانه روز.

·  ایشان در مورد توبه و انابه مراحلی را ذکر کردند که قدم اول آن پی بردن به عیب و خطای خود می باشد.

·   تذکر به این نکته که حتی پیامبر خدا هم در این ماه استغفار می کردند. خوب جای سوال دارد که مگر ایشان هم مقل ما گناه می کنند که مرحوم فیض جواب می دهند :" انّ ذنوب الأنبياء و الأوصياء عليهم السّلام ليس كذنوبنا بل انّما هو ترك دوام الذّكر و الاشتغال بالمباحات".

.   بیان دیگر ابعاد تقوا و استناد ایشان به دعای مکارم الاخلاق:

"اللّهم صلّ على محمّد و اله و حلّنى بحلية الصّالحين و البسنى زينة المتّقين "؛ از خداى متعال درخواست مي كند كه پروردگارا! مرا با زيور صالحان زيور بده و با لباس پرهيزگاران ملبس كن. خوب، اين لباس پرهيزگاران چيست؟ آن وقت اين شرح جالب است: "فى بسط العدل "؛ لباس پرهيزگاران در گستردن عدالت، "و كظم الغيظ "؛ در فرو بردن خشم، "و اطفاء النّائرة "؛ در فرو نشاندن آتش؛ آتشهايى كه بين افراد جامعه برمى‌افروزند. اينها تقواست. "و ضمّ اهل الفرقة "؛ افرادى كه از شمايند، اما جدا شدند، سعى كنيد اينها را گرد بياوريد. اين جزو موارد تقواست، كه در دعاى شريف مكارم‌الاخلاق - دعاى بيستم صحيفه‌ مباركه‌ سجاديه - به آن اشاره شده است. اين دعا، بسيار دعاى مهمى است.

·   تاکید ایشان بر عدالت وبیان روایتی که فرمود: هر اميرى - امير يعنى همه‌ شماها؛ هر كسى يك دستگاهى دارد كه در آن فرمان مي راند، حكم او در آنجا نافذ است - كه روزى را به عدالت حكم كند، مثل اين است كه هفتاد سال عبادت كرده؛ اينها خيلى مسائل مهمى است؛ اهميت عدالت را، رفتار عدالت‌آميز را به ما نشان مي دهد.

·  تاکید بر رفتار خلاف تقوای بعضی افراد:من مى‌بينم در داخل كشور خودمان كه يك عده‌اى مي خواهند اصلاً عناصر گوناگون را، جناحهاى مختلف را، افرادى از هر يك از جناحها را به جان هم بيندازند و اختلاف ايجاد كنند؛ كأنه اصلاً از آتش‌افروزى خوششان مى‌آيد؛ اين خلاف تقواست.

·  تبیین وظایف افراد قوی الایمان نسبت به ضعیف الایمانها: كسانى كه خودشان را قوى مي دانند، آن كسانى را كه ضعيف مي دانند، ملاحظه كنند، مراعات كنند، دفع نكنند. آن كسانى كه جزو مجموعه هستند، ليكن بر اثر اشتباه و غفلت كنار افتادند، جدا افتادند، اينها را به خود بياورند؛ اينها را نصيحت كنند، دلالت كنند، راه را به آنها نشان بدهند، آنها را برگردانند. اينها مسائل اساسى است.

· قدرت گرفتن جبهه حق و رو به زوال رفتن جبهه باطل

· برشمردن نقاط ضعف جبهه باطل :

محروم بودن جبهه مقابل انقلاب از عقبه مردمي - ناكامي آمريكا در عراق و افغانستان - ركود سنگين و وضع بد اقتصادي جبهه مقابل - حالت حيرت و ندانم كاري آمريكايي ها ...

درمقابل جبهه حق دارایاین ویژگی ها می باشد: حركت صعودي نظام جمهوري اسلامي - روحيه بالا و جوانان با انگيزه - عقبه‌ بي نظير نظام جمهورى اسلامى - اميد ما به آينده - تجربه هاي موفق

·  اشاره ایشان به برنامه های دشمن: فشار اقتصادى، تهديد نظامى، جنگ روانى براى اثرگذارى بر روى افكار عمومى؛ هم در داخل كشور، هم در سطح بين‌المللى؛

· اشاره به اینکه مذاكره‌ در سايه‌ تهديد و فشار، مذاكره نيست .

·   تاکید بر اینکه اتحاد و همدلى بين مسئولين كشور يك فريضه است.

· سخنان ایشان پیرامون موضوع هسته ای و مذاکره با آمریکا

 

 

 

نظر حضرت آقا در مورد محاکمه سران فتنه

الان داشتم مصاحبه هفته نامه یالثارات الحسین رو با حمید رسایی نماینده تهران در مورد دیداری که حدود 30نماینده مجلس با آقا داشتند می خوندم که دیدم یه قسمتیش خیلی جالبه و اون نظر آقا در مورد محاکمه سران فتنه است. از این طرف یعنی از جبهه اصولگرا و بچه حزب اللهی ها اکثرا می شنویم که چرا اینقدر قوه قضاییه در مورد سران فتنه تعلل می کند و محاکمه نمی کندشان. نماینده هایی که پیش آقا رفته بودند هم نظرشون این بود كه پس از نهم دی با توجه به حضور میلیونی مردم اگر با سران فتنه برخورد نشود، مردم احساس می کنند که نظام در برخورد با سرا فتنه ناتوان است. آهای بچه حزب اللهی ها! آهای ولایی ها! بخونید نظر آقا رو در این مورد.يالثارات مي پرسه:

پاسخ آقا چه بود؟

حمید رسایی جواب میده:

- آقا اصلا نسبت به سران فتنه هیچ دغدغه ای نداشتند! جالب بود، تعبیر ایشان این بود که سران فتنه همیشه دم دست هستند و محاکمه آنها برای نظام کاری ندارد و این اتفاق هم می افتد اما مهم تر از محاکمه این افراد، خشکاندن ریشه این فتنه است کما اینکه به تعبیر ایشان اگر ریشه فتنه 18 تیر سال 78 در ده سال پیش خشکانده شده بود امروز شاهد فتنه جدید سال 88 نبودیم.

حالا که تو فضای مکتب ایرانی و اسلامی هستیم و فرمایشات اخیر جناب مشایی! در اون جلسه رسایی میگه ما انتقاداتی رو که از سر دلسوزی از دولت بود به آقا گفتیم ایشون فرمودند که شاید این اشکالات وارد باشد ولی ما باید جمع بندی کنیم. تصریح ایشان این بود که دولت در کنار خدماتش نمره منفی هم دارد ولی در جمع بندی، نقاط مثبت دولت ترجیح دارد و خیلی بیشتر از نمرات منفی آن است. آقا فرمودند که شما باید نهی از منکر و امر به معروف کنید اما نباید این کار شما بهانه ای شود برای جدا کردن راه یا تعارض و تخریب دولت...

فاعتبروا یا اولی الابصار

کدام مکتب؟اسلام یا ایران؟

جناب آقای دکتر در جمع خبرنگاران گفته اند که حساسیت روی مشایی غیر عادی است. این حساسیت را ما که 22خرداد 88 به شما رای داده بودیم بوجود آوردیم یا رئیس دفترتان ؟ چگونه ما را متهم می کنید در حالی که چوب طرفداری از شما و بعضا افعال نسنجیده شما را ما بچه حزب اللهی ها داریم می خوریم.گفته اید که این رفتار بدی است که فردی اظهار نظر می کند و آن را به یک خط کشی و دعوا در جامعه تبدیل می کنند. سوال من از شما این است که آیا هرکسی باید در هر زمینه ای اظهار نظر کند؟ اسفندیار رحیم مشایی چه کاره است که در مورد مسائل دینی اظهار نظر می کند ؟ علمای ما چرا در مورد مسائل دینی آنجایی که باید نظر شخصی و استنباطی که خودشان از دین دارند را بیان کنند از کلمه احتیاط استفاده می کنند ، احتیاط واجب ، احتیاط مستحب. ولی در مقابل این رئیس دفتر شماست که بدون هیچ گونه احتیاطی نظرات خود را بیان می کند.گفته اید که چرا افراد به توضیحاتی که مشایی در کنار صحبتهایش می آورد توجهی نمی کنند . از شما می پرسم که اینها توضیح است یا توجیه؟اینها توجیه است برای پوشاندن حرف اشتباهی که زده است.در ادامه صحبت های خود مشایی را فردی مومن و پایبند به ارزش های انقلاب قلمداد کردید.بر منکرش لعنت ! اما وقتی افرادی چون علامه مصباح ، سرلشگر فیروزآبادی ، آیت الله خاتمی و علم الهدی و ... به اظهارات آقای مشایی اعتراض کنند و آن را دور از ارزشها و آرمانهای انقلاب بدانند شما کدام طرف را پایبند به ارزشهای انقلاب می دانید؟اینگونه ادامه داده اید که اگر کسی قبول ندارد برای نظریه خود دلیل و مدرک بیاورد . ما از شما تقاضا داریم که همین حرف ها را هم به رئیس دفترتان انتقال دهید تا ایشان هم بدون مدرک و دلیل سخنی نرانند.

گفته شده که آقای مشایی همواره با تعریف کردن از ملت ایران مسئولیت سنگینی را بر دوش ملت و دولت می گذارد . می گوییم لازم نیست. شما آبروی ما را در دنیا نبرید این برایمان بس است. از اظهار نظر مفتی عربستان بگیر که گفته "بعد از 30 سال يكي از مسئولين نظام جمهوري اسلامي ماهيت اصلي انقلاب كه ملي گرايي است را برملا كرده" تا سوت و کف زدن رسانه های بیگانه.آقای رئیس جمهور! آيا وقت آن نرسيده كه از به كار گيري فردي كه چنين هزينه هاي سنگيني بر دولت تحميل مي كند بازنگري شود. شاید اینطور جواب دهید که نه من به ایشان اعتقادی راسخ دارم.

یادم آمد دوستی می گفت که با شنیدن این اخبار یاد حرف بازررگان می افتم که می گفت : اختلاف من با امام سر دو کلمه است بنده می گویم اسلام برای ایران و امام می گوید ایران برای اسلام.

اگر این فرض ما را آقای دکتر! بپذیرید که علامه مصباح از نظر سواد دینی از رحیم مشایی بالاتر است ایشان فرموده بودند "کسانی که بی شرمانه مكتب ايران را به‌ جاي مكتب اسلام معرفي مي كنند، خودي نبوده غيرخودي‌اند و بايد حواسمان جمع باشد.شما كه ادعاي خط امام مي كنيد، امام راحل در كدام سخنراني خود از اسلام ده بار سخن نگفت و از ايران نام برد؛ ما كه پيرو او هستيم بايد همان روش را ادامه دهيم." شما از این عالم بزرگوار هم دلیل می خواهید . ایشان کسی است که از قبل از انتخابات چوب حمایت از شما را خورده و الان هم برای موفقیت دولت این چنین موضع گیری می کند.

آقای رئیس جمهور چه جوابی دارید؟

بحث خیلی وسیع تر از یک پست است که شاید برای خواننده ملال آور باشد.آن را وامیگذاریم برای دوستان وبلاگ نویس دیگر.

در ادامه مطلب توصیه می کنم توضیحی اجمالی و جالب در مورد این اظهار نظرها و درستی وغلط بودن این اظهارات را از نگاه علمی ببینید.

ادامه نوشته

از مدینه تا مدینه

همین چند روز پیش بود.

برو سالکت رو ببند.لباس احرامت رو خریدی؟... آماده شو که باید بروی...

نه به اینکه هر روز لحظه شماری می کردی که لحظه پرواز کی می رسد نه اینکه داد می زنی آهای! نرید. من هنوز خودم را آماده نکردم. من لیاقت پاگذاشتن جای پای پیامبر و حضرت صدیقه و ائمه را ندارم.اما... .

در هواپیما ام. تا مدینه 2/30 راهه. از اهواز و مسجد سلیمان و آبهای خلیج فارس و کویت و ... بگذر و الان داری می شنوی که مسافرین محترم کمربندهای خود را ببندید. تا چند لحظه دیگر وارد فرودگاه مدینه می شویم.این را که گفت می بینی هرکس در خودش است و زیر لب گل صلوات را زمزمه می کند.

سلام! پاسپورت.پاسپورتم رو دادم و منتظر مهر ورود به عربستان شدم . اشاره کرد که انگشتانت را داخل دستگاه بگذار تا انگشت نگاری کنم و بعد هم یک عکس تکی اون هم یادگاری از صورتت بندازم.البته گفته بودند که چون کاروان دانشجوییه نسبت به ماها حساس ترند.بالاخره هر طوری بود مهر رو زد و سوار اتوبوس ها شدیم و بعد از گذشتن از خیابانهای مختلف به هتل رسیدیم. البته من هم مثل بقیه این ذهنیت رو داشتم که مدینه خیلی شهر باکلاس و تمیز و ... باید باشه ولی تا به هتل برسیم فقط ساختمانهای کهنه و قدیمی رو دیدیم. و بیشترین چیزی که جلب توجه می کرد ماشین های لوکس تولید آمریکا و دیگر کشورها بود که ما اونجا خدا رو شکر کردیم که خدایا شکرت نمردیم و کمری و جی ام سی و ... سوار شدیم-لازم به توضیحه که بعضی از ماشینا خیلی خیلی خارجی بودند و اسمشون یادم نمیاد برا همین ... گذاشتم – و بخاطر ذخایر نفتی بالایی که عربستان داره بنزین لیتری نیم ریاله یعنی حدود 140تومن تازه اون هم بدون کارت! به قول رفقا اینجا بهترین سوغاتی برای ایران بنزینه!!

به هتل که رسیدیم و وسایل را گذاشتیم شوق دیدن حرم پیامبر در چشمان همه موج می زد. من هم که غیر از خودم کلی ها در ذهنم دنبالم بودند. از پدر و مادر بگیر تا رفقای دانشگاه و هاتف و ... . هر کدومشون به این کمترین سفارش کرده بودند و باید رسم رفاقت رو بجا میاوردی و مخصوص یادشون می کردی. من هم با کاروان راهی شدم.و در ذهنم شعر معروف حاج منصور رو زمزمه می کردم که سلام من به مدینه به آستان رفیعش به مسجد نبوی به چهار قبر غریبش...

الدخول... اذن دخول بخوان و اجازه بگیر . ءادخل یا رسول الله . ءادخل یا ملائکه الله . یادم آمد که بزرگی می فرمود اگر در هنگام خواندن اذن دخول اشکت جاری شد بدان که تو را به درگاهشان راه داده اند.داخل که می شوی بعد از زیارت پیامبر پیش خودت خلوت می کنی که آیا می دانی که کجا آمده ای؟ تو کجا و مسجد النبی کجا؟خیلی ها از تو پاک تر و مشتاق تر بودند به دیدن این مکان ولی . به اطراف نگاه می کنی قبر خلیفه اول و دوم را در کنار رسول خدا می بینی ولی دختر پیامبر ... .اشک در چشمانت حلقه می زند وقتی یاد اشعار مرحوم آقاسی می افتی:

بازکنم راز سه مظلومه را /فاطمه و زینب و معصومه را/فاطمه زن بود ولی نور بود/جلوه حق بود که مستور بود/آی فرستاده ما شاد باش/شاکر منظومه ایجاد باش/خلق چو پرسند ز تو کیست او/فاش بگو کوثر جاری است او...

تا اینکه به این جا می رسد...

مرغ دلم زمزمه سر می دهد /ناله یافاطمه سر می دهد/در نظر همسر دور از پدر/ فاطمه پرپر شد در پشت در/ پرپر کردند گل یاس را / کیست که چرخاند دستاس را...

آری. این است ماجرای غربت. غربت چیزی غیر این است که می بینی چه احترامی برای اولی و دومی قائلند و با کوچکترین کاری که در نظرشان بی احترامی باشد تو را از کنار مضجع پیامبر دور می کنند ولی اگر از آنها سراغی از درب نیم سوخته بگیری تاریخ را انکار می کنند و یا . بگذارید اینگونه بگویم که همین ها زمانی که من برای چند لحظه بخاطر جابه جا شدم قرآن را رو زمین گذاشتم به من جوری تشر زدند که گویی خدا را که هیچ خلیفه اول یا دوم را کافر شدم ولی آن طرف تر قبر قرآن ناطق حضرت صادق بی شمع و چراغ در آن آفتاب سوزان در کنار پدران خود امام باقر و امام سجاد و امام مجتبی علیهم السلام قرار دارد و کبوترهای بقیع اطراف آن مضاجع نورانی می گردند و طواف می کنند. حتی به شیعیان هم اجازه زیارت نامه خواندن نمی دهند و این کار را شرک می دانند و با بی احترامی زوار را رد می کنند . این باعث می شود که هر کس را در بقیع می بینی به پهنای صورت دارد اشک می ریزد و برای مظلومیت این بزرگواران می گرید.به این هم بسنده نکردند. صبح ها بعد از اذان صبح دو ساعت درب بقیع را باز می کنند و همین طور دو ساعت بعد از نماز عصر. از پله ها که پایین می آیی خانمها رو می بینی که عده ای در نزدیک ترین جا به قبر حضرت ام البنین ایستاده اند و حاجت می خواهند و عده ای دیگر در نزدیک ترین جا به قبور ائمه بقیع.علتش هم این است که اینها بانوان را به داخل بقیع راه نمی دهند و خانمها مجبورند از پایین زیارت بخوانند و سلام دهند.

بگذارید کمی هم از تبلیغات آل سعود و وهابیت بگویم. اینها بعد از نماز صبح بچه های خود را می فرستند داخل مسجد النبی و در کنار هر ستون ده بیست نفر کودک خردسال حلقه می زنند و یک شخص وهابی هم در کنار آنها می نشیند و شروع می کنند به حفظ قرآن. و هنگامیکه ماها از کنارشان رد می شدیم به بچه های خود با انگشت ما را نشان می کردند که اینها شیعه اند و در کنارش بغض امیرالمومنین را در ذهن این بچه ها تزریق می کردند.یا در کنار بقیع مامورینی را می بینی که شروع به زیر سوال بردن عقاید شیعه مخصوصا وجود مبارک امام زمان علیه السلام می کنند و سعی در تشکیک عقاید شیعیان دارند و در ضمن به فارسی کاملا مسلط اند. امام زمانی که "به یمنه رزق الورا و بوجوده ثبتت الارض و السماء" که بخاطر اوست که همه روزی می خورند و آسمان و زمین ثابت هستند. برای دوستان خودم توصیه می کنم که کتاب وهابیت آقای سبحانی را حتما مطالعه کنند چرا که این شبهه ها برایتان حل می شود. این کار باعث می شود که دیگران را هم توجیه کنید.

تا چشم به هم زدیم شش روز ماندنمان در مدینه تمام شد و باید با این سرزمین نورانی وداع کنی و زیارت وداع بخوانی و از خودشان بخواهی که ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم

خداحافظ مدینه ... خداحافظ مدینه ... خداحافظ مدینه...