امپراطور عشق
کتاب امپراطور عشق شاید بتوان گفت
تنها کتابی است که با خواندن هر صفحه آن به جذابیت داستان پی می بری و می خواهی
کتاب را زمین بگذاری ولی نمی توانی. پیش تولید این فلیم چند سال پیش آغاز شد و از
مرحوم خسرو شکیبایی نیز تست گریم گرفته شد ولی متاسفانه ساخت آن به سرانجام نرسید.
داستان اين اثر به سال عامالفيل و پس از نابودی سپاه ابرهه
باز میگردد و داستان خانوادهای را از قبيلهای به نام خثعم بيان میكند كه چهل
سال قبل از ظهور اسلام در حوالی مكه زندگیمیكردهاند. مرد و زنی است به نام رباح
و حمامه كه ساكن اين قبيله هستند و مرد در حالی كه غلام يكی از ثروتمندان قبيلهای
است كه زن در آن ساكن است سرانجام با وی ازدواج كرده و...
شاید بپرسید بقیه جمله را کامل کن
یعنی بگو سرانجام با وی ازدواج كرده و
اما باید گفت یکی از شیوه های نویسندگی که باعث جذابیت داستان می شود این است که نویسنده دست خواننده را می گیرد و پس از بازگو کردن داستان در آخر، موضوع داستان را برایش بیان می کند و آنجاست که در خواننده احساس زیبایی رخ می دهد. کتاب امپراطور عشق هم همین گونه است.
بهتر است کمی هم با نویسنده کتاب آشنا شویم. بهزاد بهزادپور مردی است از دهه چهل .متولد تهران که وی فعاليت هنری را با نويسندگی و كارگردانی تئاتر آغاز كرد و سينما را با بازی در فيلم «توبه نصوح» تجربه كرد. بهزادپور در مقام نويسنده پيش از اين نيز متونی را همچون كلانتری غيرانتفاعی، خداحافظ رفيق ، باشگاه سری، قله دنيا و آخرين شناسايی را تأليف كرده است. انتشارت نيستان از مجموعه فيلمنامههای فاخر پيش از اين نيز آثاری چون مردی از جنس نور، ابوطالب، طلا و مس، روح ريحانی، پستچی سه بار در نمیزند را نيز به انتشار رسانده است.
هرچه ما پيش برويم، احتياج ما به كتاب بيشتر خواهد شد. اين كه كسى تصور كند با پديد آمدن وسائل ارتباط جمعىِ جديد و نوظهور، كتاب منزوى خواهد شد، خطاست. كتاب روزبهروز در جامعهى بشرى اهميت بيشترى پيدا ميكند. ابزارهاى نوظهور مهمترين هنرشان اين است كه مضمون كتابها و محتواى كتابها و خود كتابها را راحت و آسان منتقل كنند. جاى كتاب را هيچ چيزى نميگيرد.