حضور آقایان در 7+8 به صورت شخصی معنایی ندارد
صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم، یکی از چهره هایی است که
تحلیل های او در مورد شاخص های نوین اصولگرایی، آرایش جریان اصولگرا در
انتخابات مجلس نهم و سازوکار وحدت از مهم ترین محورهایی است که این روزها
توسط رسانه ها بدان پرداخته می شود.
صفار هرندی ساده انگاری در مسائل سیاسی از مهمترین ویژگی های جناح راست سنتی می داند و می گوید:«بیتوجهی به جریان اجتماعی نیروهای خودی از آفات سیاست ورزی دوره سنتی است و از زمانی که جریانات وفادار به مبانی انقلاب و تابع ولایت و دارای مرزبندی با دشمنان انقلاب خود را از حصار نگرش های به شدت سیاسی رها کرد و نگاه اجتماعی خود را تقویت کرد توانست به موفقیتهایی دست پیدا کند. من مهمترین شاخص این جریان نوین اصولگرایی را در نسبت و مقایسه با وضعیت گذشته در همین قالب شکنی و تقویت نگاه اجتماعی در این جبهه می دانم.»
اما باید گفت در این بین وجود برخی زیاده طلب در بین جریان اصولگرا ارائه یک فهرست مشترک بین اصولگرایان را کمی با مشکل روبرو کرده است. وزیر ارشاد دولت نهم می گوید:«من توجیه نشدم و هنوز هم متوجه نشدم که حضور برخی افراد به عنوان یک جریان و گروه فکری در گروه 8+7 چه معنایی دارد. با ساز و کاری که خود این جبهه انتخاب کرده است ما مخالفت نمیکنیم اما عقبهای که جریان عمومی و فعال که عرصه انتخابات را رقم خواهد زد متکی بر همان سه ضلع نامبرده شده است. وی هم چنین می گوید: آقای لاریجانی هم بالاخره در یکی از این سه ضلع میگنجد و آقای قالیباف نیز در یکی از این سه ضلع قرار میگیرد و خودش هیچ داستان جدایی ندارد.»
صفار هرندی با اعتراض به حضور لاریجانی و قالیباف که به صورت شخصی و نه جریانی در کمیته حضور دارند افزود:«من سازو کار کمیته وحدت را نفی نمیکنم اما برای من این گونه درخواستها مفهوم نیست یعنی در مورد دو فردی که به صورت شخصی و نه جریانی در کمیته حضور دارند برایم مفهوم نیست که آنها هم باید نماینده داشته باشند برای اینکه اگر آنها یک ذائقه سیاسی دارند این ذائقه از سه حالت نمیتواند خارج باشد یا فرد درون جریان سنتی میگنجد که سابقه تاریخی نشان میدهد یکی از این افراد از چهرههای پیشنهاد شده توسط جریان سنتی در انتخابات پیشین بوده است یا در درون جریان تحول خواه و جریان اجتماعی میگنجند که سابقه نشان می دهد فرد دیگر نیز منتخب آن ضلع بوده است. بنابراین چه معنایی دارد که خودشان بخواهند به عنوان جریان در کمیته وحدت حضور داشته باشند.»
صفار هرندی اعتراض خود را به تشکیل جبهه ایستادگی که اخیرا توسط رضایی و فرزندش به راه افتاد اینگونه بیان می کند:«آقای رضایی هم باید دید چه سطحی از جریان اجتماعی را نمایندگی میکند. نمیشود هر فرد به اعتبار اینکه عدهای در دور وی جمع شدهاند در اضلاع اصلی جریان اصولگرا بنا باشد کثیرالاضلاعی درست کنند آن وقت تشخیص جبهه آسان نخواهد بود به نظرم این تقسیم بندی فعلی، تقسیم بندی متناسب تری با واقعیت اجتماعی است.البته هر کدام از اضلاع وزن خود را دارند ولی این سه ضلعی متساویالاضلاع نیست. یعنی مثلث ناهمگون به لحاظ اضلاع و از نظر عقبه اجتماعی و اعتبار در نزد افکار عمومی هستند و که ضلع سوم این مثلث به جای اینکه منتسب به دولت باشد به ضلع هواداران گفتمان سوم تیر تغییر یافته است که الزاماً اتصالی به دولت ندارند و در حقیقت طرز فکری را نمایندگی میکنند که در این سالهای جدید متولد شده است.»
وی چندی قبل هم به دیداری که عده ای از اصولگرایان عضو هیئت موتلفه با هاشمی رفسنجانی داشتند و در واقع از هاشمی خط می گیرند انتقاد کرده و گفته بود:«این نشست و برخاستهایی که اخیرا بعضی از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر میرسد نوعی تعرض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آنها هوس کردهاند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنتها دفاع کنند، آن سنتها با واقعه ۳ تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست و اگر دو مرتبه کسانی بخواهند به نوعی همین سنتها را زنده کنند و سنتهای جناح راستی قبل از اصولگرایی نوین را مطرح کنند مطمئن باشند که در چشم مردم این روشها جلوه نمیکند.»
وزیر ارشاد مستعفی دولت نهم همچنین بازگشت به دوران قبل از 3 تیر 84 را
اینگونه توصیف می کند:«اگر کسانی میخواهند از این مسیر که متضمن تعهد به
اصول و ارزشهای انقلاب و امام است دو مرتبه باز گردند به سنتهای ماقبل
اصولگرایی به یک بختآزمایی شکست خورده وارد میشوند که نتیجه آن را در
آزمونی مثل انتخابات خواهند دید. هر کس که چنین سودایی در سر داشته باشد
بعد از پایان انتخاباتی که حماسهسازان اصلی آن مردم هستند، میتواند
برآوردها و توهمات خود را محک بزند. و باید گفت که وقتی چنین آزمونی به
سرانجام میرسد دیگر فرصتی برای جبران اشتباهات نیست.»
صفار هرندی ابراز امیدواری کرد که برای جلوگیری از سهم خواهی در مجلس آینده، افراد باید ظرفیت تسلیم بودن در برابر حق را در خود بالا ببرند در صورتی که خط کشی و سهم خواهی در بین افراد صورت بگیرد حتماً ما با یک مجلس بد روبرو خواهیم شد، مجلسی که محصول سهم خواهی باشد شرکت تعاونی و سهامی است و شرکت سهامی هم برازنده مجلس شورای اسلامی که مجموعه فضایل را باید نمایندگی کند نخواهد بود.
سردبیر سابق روزنامه کیهان هماهنگی با خواسته های مردم را از شاخص های مهم در طراحی لیست اصولگرایان می داند و رد شدن افراد سابقه دار اصولگرا در فتنه موسوم به "ساکتین فتنه" اینگونه ادامه می دهد:«هنگامی که در حال طراحی لیست انتخاباتی اصولگرا در تهران هستیم باید دید به چه میزانی گزینههای ما بر وفق خواستههای مردم است و باید متناسب با آن لیست را تنظیم کنیم و این میشود حرکت طبیعی اصولگرایانه که شاخههایی که درون آن هستند به جای اینکه سهمیه بندی کنند و هر کدام بخواهند سهمی داشته باشند با نگرش مصلحانه ببینند ممکن است ضلعی حتی از ده پیشنهادی که ارایه داده نصف آن مورد قبول قرار نگرفته ولی باید متقاعد شده و تسلیم خواستههای مردم شود این آن سنت نوین اصولگرایانه است.»
صفار هرندی ساده انگاری در مسائل سیاسی از مهمترین ویژگی های جناح راست سنتی می داند و می گوید:«بیتوجهی به جریان اجتماعی نیروهای خودی از آفات سیاست ورزی دوره سنتی است و از زمانی که جریانات وفادار به مبانی انقلاب و تابع ولایت و دارای مرزبندی با دشمنان انقلاب خود را از حصار نگرش های به شدت سیاسی رها کرد و نگاه اجتماعی خود را تقویت کرد توانست به موفقیتهایی دست پیدا کند. من مهمترین شاخص این جریان نوین اصولگرایی را در نسبت و مقایسه با وضعیت گذشته در همین قالب شکنی و تقویت نگاه اجتماعی در این جبهه می دانم.»
اما باید گفت در این بین وجود برخی زیاده طلب در بین جریان اصولگرا ارائه یک فهرست مشترک بین اصولگرایان را کمی با مشکل روبرو کرده است. وزیر ارشاد دولت نهم می گوید:«من توجیه نشدم و هنوز هم متوجه نشدم که حضور برخی افراد به عنوان یک جریان و گروه فکری در گروه 8+7 چه معنایی دارد. با ساز و کاری که خود این جبهه انتخاب کرده است ما مخالفت نمیکنیم اما عقبهای که جریان عمومی و فعال که عرصه انتخابات را رقم خواهد زد متکی بر همان سه ضلع نامبرده شده است. وی هم چنین می گوید: آقای لاریجانی هم بالاخره در یکی از این سه ضلع میگنجد و آقای قالیباف نیز در یکی از این سه ضلع قرار میگیرد و خودش هیچ داستان جدایی ندارد.»
صفار هرندی با اعتراض به حضور لاریجانی و قالیباف که به صورت شخصی و نه جریانی در کمیته حضور دارند افزود:«من سازو کار کمیته وحدت را نفی نمیکنم اما برای من این گونه درخواستها مفهوم نیست یعنی در مورد دو فردی که به صورت شخصی و نه جریانی در کمیته حضور دارند برایم مفهوم نیست که آنها هم باید نماینده داشته باشند برای اینکه اگر آنها یک ذائقه سیاسی دارند این ذائقه از سه حالت نمیتواند خارج باشد یا فرد درون جریان سنتی میگنجد که سابقه تاریخی نشان میدهد یکی از این افراد از چهرههای پیشنهاد شده توسط جریان سنتی در انتخابات پیشین بوده است یا در درون جریان تحول خواه و جریان اجتماعی میگنجند که سابقه نشان می دهد فرد دیگر نیز منتخب آن ضلع بوده است. بنابراین چه معنایی دارد که خودشان بخواهند به عنوان جریان در کمیته وحدت حضور داشته باشند.»
صفار هرندی اعتراض خود را به تشکیل جبهه ایستادگی که اخیرا توسط رضایی و فرزندش به راه افتاد اینگونه بیان می کند:«آقای رضایی هم باید دید چه سطحی از جریان اجتماعی را نمایندگی میکند. نمیشود هر فرد به اعتبار اینکه عدهای در دور وی جمع شدهاند در اضلاع اصلی جریان اصولگرا بنا باشد کثیرالاضلاعی درست کنند آن وقت تشخیص جبهه آسان نخواهد بود به نظرم این تقسیم بندی فعلی، تقسیم بندی متناسب تری با واقعیت اجتماعی است.البته هر کدام از اضلاع وزن خود را دارند ولی این سه ضلعی متساویالاضلاع نیست. یعنی مثلث ناهمگون به لحاظ اضلاع و از نظر عقبه اجتماعی و اعتبار در نزد افکار عمومی هستند و که ضلع سوم این مثلث به جای اینکه منتسب به دولت باشد به ضلع هواداران گفتمان سوم تیر تغییر یافته است که الزاماً اتصالی به دولت ندارند و در حقیقت طرز فکری را نمایندگی میکنند که در این سالهای جدید متولد شده است.»
وی چندی قبل هم به دیداری که عده ای از اصولگرایان عضو هیئت موتلفه با هاشمی رفسنجانی داشتند و در واقع از هاشمی خط می گیرند انتقاد کرده و گفته بود:«این نشست و برخاستهایی که اخیرا بعضی از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر میرسد نوعی تعرض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آنها هوس کردهاند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنتها دفاع کنند، آن سنتها با واقعه ۳ تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست و اگر دو مرتبه کسانی بخواهند به نوعی همین سنتها را زنده کنند و سنتهای جناح راستی قبل از اصولگرایی نوین را مطرح کنند مطمئن باشند که در چشم مردم این روشها جلوه نمیکند.»
وزیر ارشاد مستعفی دولت نهم همچنین بازگشت به دوران قبل از 3 تیر 84 را
اینگونه توصیف می کند:«اگر کسانی میخواهند از این مسیر که متضمن تعهد به
اصول و ارزشهای انقلاب و امام است دو مرتبه باز گردند به سنتهای ماقبل
اصولگرایی به یک بختآزمایی شکست خورده وارد میشوند که نتیجه آن را در
آزمونی مثل انتخابات خواهند دید. هر کس که چنین سودایی در سر داشته باشد
بعد از پایان انتخاباتی که حماسهسازان اصلی آن مردم هستند، میتواند
برآوردها و توهمات خود را محک بزند. و باید گفت که وقتی چنین آزمونی به
سرانجام میرسد دیگر فرصتی برای جبران اشتباهات نیست.»صفار هرندی ابراز امیدواری کرد که برای جلوگیری از سهم خواهی در مجلس آینده، افراد باید ظرفیت تسلیم بودن در برابر حق را در خود بالا ببرند در صورتی که خط کشی و سهم خواهی در بین افراد صورت بگیرد حتماً ما با یک مجلس بد روبرو خواهیم شد، مجلسی که محصول سهم خواهی باشد شرکت تعاونی و سهامی است و شرکت سهامی هم برازنده مجلس شورای اسلامی که مجموعه فضایل را باید نمایندگی کند نخواهد بود.
سردبیر سابق روزنامه کیهان هماهنگی با خواسته های مردم را از شاخص های مهم در طراحی لیست اصولگرایان می داند و رد شدن افراد سابقه دار اصولگرا در فتنه موسوم به "ساکتین فتنه" اینگونه ادامه می دهد:«هنگامی که در حال طراحی لیست انتخاباتی اصولگرا در تهران هستیم باید دید به چه میزانی گزینههای ما بر وفق خواستههای مردم است و باید متناسب با آن لیست را تنظیم کنیم و این میشود حرکت طبیعی اصولگرایانه که شاخههایی که درون آن هستند به جای اینکه سهمیه بندی کنند و هر کدام بخواهند سهمی داشته باشند با نگرش مصلحانه ببینند ممکن است ضلعی حتی از ده پیشنهادی که ارایه داده نصف آن مورد قبول قرار نگرفته ولی باید متقاعد شده و تسلیم خواستههای مردم شود این آن سنت نوین اصولگرایانه است.»
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط من نوعی
|
هرچه ما پيش برويم، احتياج ما به كتاب بيشتر خواهد شد. اين كه كسى تصور كند با پديد آمدن وسائل ارتباط جمعىِ جديد و نوظهور، كتاب منزوى خواهد شد، خطاست. كتاب روزبهروز در جامعهى بشرى اهميت بيشترى پيدا ميكند. ابزارهاى نوظهور مهمترين هنرشان اين است كه مضمون كتابها و محتواى كتابها و خود كتابها را راحت و آسان منتقل كنند. جاى كتاب را هيچ چيزى نميگيرد.