کتابی برای آنهایی که میگویند "ائمه سیاسی نبودند"!
انسان در طول حیات خود با مسائل مختلفی روبرو می شود و به حسب شرایط، موضع گیری های مختلفی را اتخاذ می کند.
از این رو انسانی که به عنوان مثال 250 سال عمر می کند عملکرد یکسانی در زندگی سیاسی و فرهنگی و یا حتی اقتصادی خود ندارد و رویه واحدی را در مبارزات خود در نظر نمی گیرد.
کتاب "انسان 250 ساله" که مجموعه ای از بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی- مبارزاتی ائمه علیهم السلام است بدین موضوع اشاره دارد.
این کتاب که توسط مرکز صهبا گردآوری و تنظیم یافته است، عیناً برگرفته از فرمایشات مقام معظم رهبری است و بیانگر نوع نگاه ایشان به زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه است.
مقام معظم رهبری بر این عقیده اند که همه ائمه یک هدف را اتخاذ کردند و آن هدف چیزی جز تشکیل حکومت اسلامی نبوده است.
ایشان در مقدمه کتاب به این موضوع اشاره می کنند و می فرمایند: زندگی ائمه علیهم السلام را ما باید به عنوان درس و اسوه فرا بگیریم - نه فقط به عنوان خاطره ی شکوهمند و ارزنده- و این، بدون توجه به روش و منشِ سیاسی این بزرگواران، ممکن نیست. بنده شخصاً علاقهی به این بُعد و جانب از زندگی ائمه علیهمالسلام پیدا کردم، و بد نیست این را عرض کنم که اولبار این فکر برای بنده در سال 1350 و در دوران محنتبارِ یک امتحان و ابتلای دشوار پیدا شد. اگرچه قبل از آن به ائمه علیهمالسلام به صورت مبارزان بزرگی که در راه اعتلای کلمه توحید و استقرار حکومت الهی فداکاری میکردند، توجه داشتم، اما نکتهی که در آن برهه ناگهان برای من روشن شد، این بود که زندگی این بزرگواران، علیرغم تفاوت ظاهری -که برخی، حتی میان برخی از بخشهای این زندگی احساس تناقض کردند- در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است، که از سال دهم، یازدهم هجرت شروع میشود و دویست و پنجاه سال ادامه پیدا میکند و به سال دویستوشصت - که سال شروع غیبت صغری است - در زندگی ائمه علیهمالسلام خاتمه پیدا میکند.
ایشان می فرماید: این بزرگواران یک واحدند، یک شخصیتند. شک نمیشود کرد که هدف و جهت آنها یکی است. پس ما بهجای اینکه ببینیم زندگی امام حسنمجتبی و امام حسین و امام سجادعلیهمالسلام را جداگانه تحلیل کنیم - تا احیاناً در دام این اشتباه خطرناک بیفتیم که سیره این سه امام به خاطر اختلاف ظاهری با هم متعارض و مخالفند- باید یک انسانی را فرض کنیم که دویستوپنجاه سال عمر کرده، و در سال یازده هجرت قدم در یک راهی گذاشته و تا سال دویستوشصت هجری این راه را طی کرده است.
مقام معظم رهبری در ادامه به هدف از مبارزه ائمه اشاره می کنند و می فرمایند: ائمه علیهمالسلام از لحظه وفات رسولالله تا سال دویستوشصت، درصدد بودند که حکومت الهی را در جامعه اسلامی بهوجود بیاورند، این، اصلِ مدعا است. البته نمیتوانیم بگوییم که میخواستند حکومت اسلامی را در زمان خودشان، یعنی هر امام در زمان خودش، بهوجود بیاورد، آینده¬های میانمدت و بلندمدت و در مواردی هم نزدیکمدت وجود داشت. مثلاً در زمان امام مجتبی، به نظر ما تلاش برای ایجاد حکومت اسلامی، در آینده کوتاهمدت بود. امام مجتبی در جواب به آنکسانی که میگفتند چرا شما سکوت کردید میفرمود: "وَ إِنْ أَدری لَعَلّهُ فِتنَه لَكُم وَ مَتاعٌ إِلى حین "و در زمان امام سجاد به نظر بنده، برای آینده میانمدت بود، که حالا در اینباره شواهد و مطالبی را که هست، عرض خواهم کرد. در زمان امام باقر احتمال زیاد این است که برای آینده کوتاهمدت بود. از بعد از شهادت امام هشتم، به گمان زیاد، برای آینده بلندمدت بود. برای چه موقع؟ مختلف بود، اما همیشه بود. این، معنای مبارزه سیاسی است.
همه کارهای ائمه، غیر از آن کارهای معنوی و روحی که مربوط به اعلای نفسِ یک انسان و قرب او به خدا است، بَینَهُ وَ بَینَ رَبَّه، یعنی درس و حدیث، علم، کلام، مُحاجّه با خصوم علمی، با خصوم سیاسی، تبعید، حمایت از یک گروه و رد یک گروه، در این خط است. برای این است که حکومت اسلامی را تشکیل بدهند. این، مدعا است.
این کتاب شامل هفده فصل است که نحوة چینش عناوین فصلها، به صورت ترتیب تاریخی زندگی ائمه از دوران پیامبر اکرم تا دوره امام جواد، امام هادی و امام عسکری میباشد؛ که بیانات مقام معظم رهبری پیرامون این سه امام بزرگوار در یک فصل ارائه گردیده است. در اولین فصل مروری گذرا بر زندگی سیاسی پیامبر اسلام آورده شده؛ که توجه به وقایع این دوران به عنوان آینهای تمامنما از کل زندگی ائمه و میزان و ملاکی برای شناخت حرکت جریان اصیل اسلام طی 250 سال، در ابتدا ضروری به نظر میرسد.
به استثنای فصل مربوط به امام رضا، مطالب جدیدی به همة فصولِ نشریه اضافه گردیده، و در کل سه فصل جدید نیز به کتاب افزوده شده که تبیینکنندة شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی بهویژه پس از حادثة عاشورا تا دورة امامت امام صادق است. اطلاع از این شرایط، به درک بهتر حرکت انسان 250 ساله در این برهه های زمانی حساس کمک فراوانی میکند.
یکی از نکاتی که با مطالعه این کتاب بدست می آید توجه مقام معظم رهبری به متن عربی آیات و روایاتی است که ایشان در خلال سخنرانی خود با وجود محدودیت زمانی برای یک سخنران بیان می فرمایند که به نظر می رسد در پس تأکیدی که تعمّداً از سوی معظمله در بیان عبارات عربی وجود دارد مقصودی ارزشمند نهفته است و آن اهتمام بیشترِ مخاطبین بر انس با زبان فصیح و بلیغ عربی است. آشنایی هر چه بیشتر با این زبان، منجر به بهرهمندی کاملتری از هدایت قرآن کریم و روایات معصومین خواهد شد.
اکنون به قسمت هایی از این کتاب ارزشمند اشاره می کنیم.
در فصل اول کتاب انسان 250 ساله در مورد موضوع جدا نبودن دین از سیاسیت به نقل از مقام معظم رهبری می خوانیم: یک عده ای اسلام را فقط فردی دانستند و سیاست را از اسلام گرفتند. در حالیکه نبی مکرم اسلام در آغاز هجرت، در اولی که توانست خود را از دشواری های مکه نجات دهد، اولین کاری که کرد، سیاست بود. بنای جامعه اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی، تشکیل قشون اسلامی، نامه به سیاست مدارا بزرگ عالم، ورود در عرصه سیاسی عظیم بشری آن روز سیاست است. چطور می شود اسلام را از سیاست جدا کرد؟! چطور می شود سیاست را با دست هدایتی غیر از دست هدایت اسلام، معنا و تفسیر کرد و شکل داد؟!
یکی دیگر از نکات برجسته کتاب انسان 250 ساله، تبیین شرایط سیاسی زمانی است که هر یک از ائمه در آن زندگی می کردند. هم چنین معظم له به لحاظ تسلط کاملی که به تاریخ دارند عوامل پیدایش هر اتفاق، باز خورد آن در جامعه، نقشی که دشمنان اهل بیت داشتند و عکس العملی که ائمه از خود نشان می دادند را به خوبی و با بیانی روان مطرح کرده اند.
مقام معظم رهبری در جایی دیگر از کتاب به نقشی که دشمنان در به انحراف کشیدن عقاید مردم و تفکیکی که بین اداره جامعه و اصلاح دین مردم داشتند اشاره کرده می فرمایند: شما ملاحظه کنید که در دنیای تشیع در طول قرن های متوالی چطور این مساله به غلط جا افتاده بود. مردم خیال می کردند که یک نفری در جامعه حکومت می کند که اداره امور زندگی دست اوست، قبض و بسط می کند، جنگ می کند...یک نفر هم در جامعه است که دین انسان را درست می کند! آن اولی حاکم است و این دومی عالم است و در زمان ائمه مثلا امام است.
هرچه ما پيش برويم، احتياج ما به كتاب بيشتر خواهد شد. اين كه كسى تصور كند با پديد آمدن وسائل ارتباط جمعىِ جديد و نوظهور، كتاب منزوى خواهد شد، خطاست. كتاب روزبهروز در جامعهى بشرى اهميت بيشترى پيدا ميكند. ابزارهاى نوظهور مهمترين هنرشان اين است كه مضمون كتابها و محتواى كتابها و خود كتابها را راحت و آسان منتقل كنند. جاى كتاب را هيچ چيزى نميگيرد.