نگاهش که به شیرین افتاد تنش لرزید. ضربان قلبش شدت گرفت. چشم دوخت به او که با صورتی مجروح مقابلش ایستاده بود...علی روی کاغذ نوشت که صدایشان را ضبط می کنند. از مسائل خصوصی چیزی نگوید.از شیرین خواست پس از آزاد شدن به منزلش برود و مطمئن باشد که نیروهای ساواک او را تعقیب خواهند کرد. علی بلافاصله بوسیله کاغذ را با کبریتی که کنار چراغ پریموس بود آتش زد و خاکسترش را داخل سطل زباله انداخت.

متن بالا بخشی از کتاب "سالهای بنفش" نوشته اراهیم حسن بیگی است که توسط نشر علم منتشر شده است. "سالهای بنفش"داستان پسر بچه‌ای روستایی به نام‌ علی است که با خانواده‌اش در روستایی به نام«خواجه‌ نفس»در حومه بندر ترکمن(آن زمان:بندر شاه) زندگی می‌کرده است. او تازه کلاس چهارم دبستان را به پایان رسانده و آماده ورود به کلاس پنجم است که‌ روحانی جوانی به نام سید رسول به روستای محل‌ زندگی آنها تبعید می‌شود. اهالی این روستا محل‌ ترکمن و اهل سنتند؛ و علی و خانواده‌اش که شیعه‌اند، بومی واقعی آنجا نیستند. پدر علی اوستا ابو الحسن در اصل گرگانی است؛ و از حدود بیست سال پیش به‌ «خواجه نفس» آمده و در آنجا به شغل خیاطی اشتغال‌ دارد.

در این روستا یک پاسگاه ژاندارمری نیز وجود دارد که رئیس آن، سر گروهبان عابدی، با پدر علی سلام و علیکی دارد. بنابراین،از این طریق، سید رسول در تنها اتاق اضافی خانه اوستا ابو الحسن ساکن می‌شود که‌ این خود سرچشمه تمام حوادث بعدی داستان و در واقع علت وجودی آن می‌شود.

اوستا ابو الحسن در حد خود شخصی دیندار است. به همین سبب از رفت و آمد پسرش با سید رسول‌ ممانعت نمی‌کند. این موضوع به نوبه خود سبب‌ می‌شود که چشم و گوش این پسر بچه روستایی به روی‌ مسائل باز شود و پای او را به مبارزه‌های سیاسی علیه‌ رژیم محمد رضا پهلوی بکشاند و سرانجام موجب‌ دستگیری او در دوران دانشجویی و محکومیتش به‌ پانزده سال زندان شود.

داستان،البته،خطهای فرعی‌تر و حوادث جزئی‌تری‌ نیز دارد. برای مثال، سید رسول، در طول مدت‌ اقامتش در روستای خواجه نفس دست به فعالیتهای‌ مذهبی-سیاسی‌ای می‌زند که موجب عصبانی شدن‌ سر گروهبان عابدی و در نتیجه آزار و اذیت خودش‌ می‌شود. تا آنکه سرانجام او را به بندر ترکمن انتقال‌ می‌دهند. در همین زمان نیز دوران دبستان علی به‌ پایان رسیده و چون روستا دبیرستان ندارد و از طرفی‌ خانواده علی هم دیگر از اقامت در روستا خسته‌ شده‌اند، به بندر ترکمن کوچ می‌کنند و آنجا در نزدیکی‌ محل اقامت سید رسول،خانه‌ای می‌خرند. زهرا، خواهر علی،پس از مدتی با پسر دایی‌اش ازدواج‌ می‌کند و از نزد آنان می‌رود. سید رسول در آنجا با امام‌ جماعت تنها مسجد شیعیان شهر-به این سبب که او یک آخوند وابسته به رژیم است-درگیر و سپس متواری‌ می‌شود.

کمی بعد، پدر علی در اثر ناراحتی معده می‌میرد و علی و مادرش از نظر مادی به شدت در مضیقه قرار می‌گیرند، به طوری که نخست مادر علی به رختشویی‌ برای مردم روی می‌آورد و سپس علی نیز به کار در یک‌ رستوران مشغول می‌شود و درسش را در کلاس های‌ شبانه ادامه می‌دهد. در این حال یک بار دیگر سر و کله‌ سید رسول پیدا می‌شود.او با مشاهده وضع دشوار زندگی علی و مادرش، با اصرار آنان را به تهران می‌برد و برایشان منزلی می‌گیرد و مخارج زندگی‌شان را می‌دهد، تا علی بتواند به راحتی به تحصیلش ادامه‌ دهد.در ضمن، علی را به عضویت در هیأت محبان‌ اهل بیت، که خود سرپرستی آن را دارد، در می‌آورد. این هیأت که یک تشکل مذهبی-سیاسی مخفی‌ است، محور فعالیتهای خود را مبارزه با رژیم پهلوی‌ قرار داده است؛ و از این طریق،علی به تدریج، راه و رسم مبارزه زیرزمینی را می‌آموزد و رمان "سالهای بنفش" وارد فاز جدیدی می شود که خواندنی است.

پس از مدت‌ کوتاهی،مادر علی،طاقت دود و دم و شلوغی تهران را نمی‌آورد و در بهار سال 1353 به شاهرود نزد دختر و دامادش می‌رود و همانجا ماندگار می‌شود.علی،که از هنگام ورود به بندر ترکمن،به برخی مظاهر شهری‌ همچون سینما و نمایشخانه علاقه‌مند شده است،در تهران این علاقه خود را-البته پنهان از چشم سید رسول-دنبال می‌کند.صاحبخانه او،حاج آقا ترابی، که یک بازاری مذهبی مبارز و از دوستان سید رسول‌ است،دختر و پسری نوجوان دارد،که هر دو مشکل‌ اخلاقی و تربیتی دارند.پسر صاحبخانه با نشان دادن‌ تصاویر برهنه و زشت از زنان و مردان خارجی،و دختر او با عشوه‌های زنانه،هر یک به طریقی،در دنیای تازه‌ای‌ را به روی این نوجوان چشم و گوشه بستهء مذهبی‌ روستایی باز می‌کنند؛که به هر حال میمون نیست. علی،که خود را در آستانهء آلوده شدن به گناه و انحراف‌ می‌بیند،از سید رسول می‌خواهد که او را از آنجا به‌ محلی دیگر منتقل کند.سید رسول نیز می‌پذیرد؛و یک زیرزمینی را برای سکونت او پیدا می‌کند.

با اتمام دوره دبیرستان،علی در رشته ادبیات فارسی‌ دانشگاه پذیرفته می‌شود. در این حال، در مغازه لوازم‌ التحریر فروشی یک بازاری مذهبی مبارز به نام حاج‌ نصرت، که او هم از دوستان سید رسول است، مشغول‌ به کار می‌شود.او در آنجا نیز با همکاری شاگرد دیگر مغازه، به تکثیر نوشته‌ها و اعلامیه‌های امام خمینی و دیگر مطالبی که سید رسول در اختیارشان‌ قرار می‌دهد می‌پردازد،و در ضمن،به توزیع مخفیانه این نوشته‌ها نیز مبادرت می‌ورزد.علی،در دانشکده، توسط سید رسول،با مسؤول انجمن اسلامی،که‌ دانشجویی به نام محسن ملکی است،مرتبط می‌شود. در ضمن،استادی به نام دکتر کاشفی بر سر راهش‌ قرار می‌گیرد که خود را همدل با او نشان می‌دهد.اما بنا می‌شود تا حصول اطمینان کامل از صحت ادعایش، با او با احتیاط رفتار شود.دکتر کاشفی،علی را با دختر جوانی به نام شیرین محمدی،که دانشجوی سال‌ دوم رشته زبان انگلیسی است آشنا می‌کند،و از علی‌ می‌خواهد که شیرین را با مجموعه خودشان مرتبط کند تا به دام کمونیستها نیفتد.این ارتباط،به شرط رعایت احتیاط از طرف سید رسول تأیید می‌شود؛ و همین موضوع،مقدمه پیدایش عشقی شدید بین علی‌ و شیرین می‌شود.شیرین،که در کودکی پدر و مادرش‌ را از دست داده است تحت سرپرستی عمویش-که‌ یک ساواکی است-بزرگ شده است.عمو نیز شیرین را به عضویت ساواک در آورده است تا تحت پوشش‌ دانشجویی،به شناسایی دانشجویان و تشکلهای‌ مخالف رژیم بپردازد. اما او، با به وجود آمدن این رابطه‌ عاطفی، همه چیز را به علی می‌گوید. آنگاه قرار می‌شود شیرین این موضوع را پنهان نگه دارد و در عوض، با دادن اطلاعات کم ارزش یا سوخته به عمویش در واقع‌ ساواک را فریب دهد.

در ادامه رمان این گروه مبارز فعالیت های مختلفی انجام می دهند که همین فعالیت ها موجب‌ دستگیری علی و شکنجه شدید او به مدت چهار روز و سپس محکوم شدن او به پانزده سال زندان می‌شود.در زندان علی متوجه می‌شود که همکاری شیرین با آنان‌ مدتها پیش لو رفته بوده و ساواک، شیرین را هم‌ دستگیر و شکنجه کرده است. علی با فریب دادن‌ بازجویش مبنی بر دادن اطلاعات لازم به آنان، عامل‌ آزادی شیرین از زندان و فرار او از چنگ ساواک‌ می‌شود که بخشی از وقایع وی در زندان و نحوه ملاقات او با شیرین و چگونگی آزاد شدن شیرین در ابتدای این متن آورده شد. سپس،در بند عمومی درگیریهایی با افراد گروهکهایی همچون مجاهدین و فداییان خلق و پیکاریها پیدا می‌کند و در زندان های ساواک نیز جریانات مختلفی روی می دهد که ناشی از فضاسازی حسن بیگی برای به تصویر کشیدن جریان های فکری موجود اعم از چپ و کمونیست مارکسیست و ... می باشد. و دست آخر سید رسول نیز دستگیر و در نوزدهم دی ماه‌ 1356 اعدام می‌شود.این اتفاق درست یک روز قبل از قیام‌ خونین قم در این سال،که در نهایت منجر به انقلاب‌ اسلامی در کشور شد،صورت می‌گیرد.

به این ترتیب،داستان که حدودا در سال 1348 آغاز شده است در روز بیستم دی ماه 1356،با قیام قم(به‌ تعبیر آشیخ هاشم:پایان سالهای بنفش)به پایان‌ می‌رسد.

کتاب سالهای بنفش با قیمت 3050 تومان توسط انتشارات نشر علم به قلم ابراهیم حسن بیگی در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است.