"قبل از هر چیز باید بگم احتمالا از این داستان خوشتون نمی‌آد. اما به قول یحیی سورآبادی‌، همون که برای بچه‌ها قصه می‌نویسه‌، گاهی از چیزی که امروز خوشتون نمی‌آد، ممکنه فردا خوشتون بیاد. اگه از اون آدم‌هایی هستید که می‌تونید تا فردا صبر کنید‌، گمونم بد نیست داستان رو بخونید. جدی می‌گم. نوشتنش یکی، دو سال طول کشیده؛ اما شرط می‌بندم خوندنش بیشتر از یکی، دو ساعت وقت‌تون رو نگیره‌؛ به اندازه‌ دیدن یکی از همین فیلم‌های سینما و تلویزیون‌، مثلا. یا تماشای مسابقه‌ فوتبالی‌، بوکسی چیزی‌. من به سهم خودم سعی‌کرده‌ام خیلی زود سروته قضیه رو هم بیارم تا کل مصیبت خوندن توی بعدازظهر یک روز تعطیل تموم بشه..."( پشت جلد کتاب(

وقتی پشت جلد کتاب را می خوانی و قبل از آن به طرح روی جلد نگاهی می اندازی نمیدانی که ارزش گذاشتن وقت برای مطالعه کتاب کم حجم " سه گزارش کوتاه‌ درباره‌ نوید و نگار" که بنابر نقلی آخرین رمان نویسنده کتاب "روی ماه خدا را ببوس" است را دارد یا نه. و از آنجا که اهل ریسک کردن هستی شروع به مطالعه می کنی. ذهنیت تو از مستور، ذهنیت خوبی است. چرا که در روی ماه خدا را ببوس کولاک کرده بود. اما...

باید ادامه بدهم. کتاب "سه گزارش کوتاه‌ درباره‌ نوید و نگار" ماجرای سه روز از زندگی خواهر و برادری به نام نوید و نگار را روایت می‌کند که شخصیت نگار پیش‌تر در یکی از اپیزود‌های رمان «استخوان خوک و دست‌های جذامی» حضور داشته است. این رمان در فضای امروز تهران می‌گذرد و سفری ا‌ست به لایه‌های زیرین جامعه‌ امروز ایران و تهران.

ترسیم فضای موجود امروز یعنی وجود حس خود کم بینی و فرار از خانه و همچنین فضای اخلاقی حاکم در بین بعضی دانشجویان دختر و پسر شاید باعث شود خواننده یا مستور بیشتر ارتباط برقرار کند ولی از شما چه پنهان که مستور در بین آثار خود فقط در این فضاها سیر می کند. دغدغه از انسان امروزی، انسانی است که نه می‌تواند با این تنهایی کنار بیاید و نه می‌تواند آن را پر کند و از دست آن خلاصی یابد. همواره در سختی است. فضای خانه به خاطر مرگ پدر یا مادر، متزلزل گشته، فضای مهر و محبت در بین مردم مرده و ...

"سه گزارش کوتاه‌ درباره‌ نوید و نگار" را می‌توان داستانی درباره انسان و از زبان انسان در جامعه‌ای دانست که گویا مستور خود را در احاطه زیستن در آن می‌بیند. المان‌هایی حسی به کار رفته در این متن برای شکل دهی به داستان را می‌توان کمابیش در تمام متن‌های داستانی سابق وی نیز دید. موضوعاتی نظیر ترس، فقر، بی‌پناهی، اضطراب و نوعی تعریف منحصر به فرد از عشق که آن را غوطه‌ور میان معنا داشتن و بی‌معنا بودن حرکت می‌دهد.

سلایق متفاوت است ولی من خواننده ای را برمی گزینم که حرف هایش در عین سادگی عمق داشته باشد. چرا باید مستور اینگئنه مدعی شود که وقتی کتاب را می‌نویسد انتظار ندارد مخاطبش ساعت‌ها به فکر فرو برود و یک هفته‌ای را با کتاب درگیر باشد. ولی نباید از روانی و سادگی در نوشتن مستور غافل شد. البته از دیگر خصوصیات نوشته های وی برقراری ارتباط بین آثار او است. چیزی که ما کمتر در بین نویسنده ها می بینیم.

ولی مستور در یک اثر از شخصی سخن می گوید که وی در اثر دیگرش در کنار سیر داستان در حال تاثیرگذاری در آن است. اگر از نگار و نوید رویادهایی را می خوانیم در اثر دیگر مستور نوید یا نگار در یکی از صحنه ها با شخصیت اول داستان برخورد می کند و تاثیرگذار است که در این کتاب شخصیت نگار پیش‌تر در یکی از اپیزود‌های رمان «استخوان خوک و دست‌های جذامی» حضور داشته است.

گقتنی است رمان «سه گزارش كوتاه درباره‌ نويد و نگار» آخرين اثر مصطفي مستور است كه هم‌زمان با ايران، در ايتاليا هم منتشر شد.