چقدر هوا گرم شده . مثل همیشه از ایستگاه متروی مولوی میام بالا و میرم به سمت ایستگاه BRT(در تفسیر BRTآمده است که بسم الله رو بگی رسیدی ترمینال خاوران )یعنی هنوز بسم الله گفتنت تموم نشده رسیدی آخر خط اما امروز ما هرچی بسم الله گفتیم به ایستگاه بعدی هم نرسیدیم.اول که میخوای سوار شی باید این جمله ی تکراری رو حفظ باشی و گرنه تا شب باید تو ایستگاه بمونی.بایدمودبانه داد بزنی "آقا ...آقا...آقا یه ذره برو داخل.آقا ... آقا تو روخ خدا..."بعد هم اگه بالایی ها دلشون برات سوخت یه ذره میرن بالا و گرنه همون که گفتم تا شب ....حالا فرض کنید سوار شدم.وقتی با اینهمه ازدحام سوار می شی باید قاعدتا بدونی کجا وایسادی.یا رو پله ی اولی یا رو پله ی دوم.نمی دونی چقدراین دو تا پله با برکتند و میله های اطرافش حاجت میدن.به اندازه یه پیکان روش می تونه آدم وایسه .دستم رو می گیرم به میله ای که حاجت میده ولی قبلش یه نفر عطسش گرفت و دست مبارکش رو برد نزدیک دماغش و ... بماند!همه جور آدمی رو توی همین دوتا پله میشه دید .از گدایی که معلوم نیست تا حالا حموم دیده و اگر ازش بپرسی حموم چیه ؟ میگه فک کنم اسم گدای اون ور میدون باشه تا افرادی که به قول اون آقاهه"خوشچیل موشچیل" کرده و داره میره سر قرا... .ما هم این وسط بین طبقه ی مرفه و طبقه ی مستضعف جامعه گیر کردیم . جالب اینه وقتی سوار اتوبوس میشی، می بینی کلی کارشناس سوار اتوبوسند.از کارشناس مسائل سیاسی بگیر تا ورزشی و ... . می گم وقتی مملکت این همه کارشناس داره! چرا از ظرفیتاش استفاده نمی کنه .!!وجالبتر اینکه هر کسی در چند شاخه کارشناسه ؛یه دفعه می بینی در حین حرف زدن در مورد سیاست ، در مورد فوتبال دیشب و گل مسی و مناظره نظر میده!خیلی وقتا شده توی ایستگاه BRT-همون هایی که یه بسم الله بگی رسیدی ترمینال خاوران – وایسادم و به همراه بقیه منتظراتوبوسم . یهو می بینی چهار پنج تا اتوبوس اومد و نمی دونی کدومش رو سوارشی . البته اگه بین این چهارپنج تا یه دونه از این کولر داراش بیاد می دونی کدومش رو سوار شی.ولی یکی نیست بگه رهرو (مسئول خطBRT یا جناب شهردار )آن است که(اتوبوسای BRT) رو تند و پیوسته بفرستد نه اینکه یعنی رهرو آن نیست که گهی چهارپنج تا اتوبوس بفرستد گهی هیچ چی !(البته از شاعر بخاطر سوء استفاده از شعرش معذرت میخوام)خلاصه اینکه تا میتونید BRT_یه بسم الله بگی..._رو سوار ...نه ، بشید ولی به نظرم خط یازده رو فراموش نکنید .امون از لحظه ای که تصمیم داری پیاده بشی و ته اتوبوسی !هی با خودت کلنجار میری که آیا میتونی از بین این همه آدم رد بشی یا که نه .تا پیاده می شی به خودت می بالی که انگار شاخ آقا غوله رو شیکوندی !یه چیز دیگه فقط به رفقای پرسپولیسی برنخوره اون هم اینکه رنگ اینا چقدر زشته !!!!تازه اگه تمیز باشه.ولی خداپدرت رو بیامرزه دکتر قالیباف اگه تو نبودی ما به خونه نمی رسیدیم و سال پیش بدون تدابیری که اندیشیدی ما حتما تو برف گیر می کردیم.ولی زمستون پارسال بی برف بودیم!