این جمله را که گفته ،سریع تا به بگویی دنبال سند می گردد.اما به او بگو این را عاشقی گفته.عاشق بخاطر عشقش برای معشوق سروده.همو که با هر پلک زدنی یحیی می کند و یمیت،همو که هجرش هست ان عذابی لشدید ،همو که نمی دانم بای ذنب قتلت ،ای کسی که تمام "همو "های من به تو بر می گردد، به نگاهت مبتلایم کن در چشمانم چند سالی است خشک سالی شده،هیچ بارانی نمی بارد وضعیت دلم به مرز هشدار و اضطرار رسیده چند سالی است که به علت آلودگی دل،مدرسه عشق بازی با تو را تعطیل کرده ام،دیگر نه سحری دارم نه نماز شبی نه کمیلی نه زیارتی!من شاید یادم رفته ولی تو به یاد داری شبهایی که با تو خلوت می کردم ولی حالا آنقدر دور شدم که چشمانم هم قادر به دیدن دور نیست! می شنوی؟ دارم بی تابی های دلم را میان این واژه ها فریاد می زنم . دارم در فضایی که هوای تو نیست ، نفس می کشم.
به کدام آیه قسم بخورم. نمی خواهی بگویی به "کاف،ها،یا،عین،صاد" قسم بخورم که ؟! کدام لحظه را سوگند دهم ؟!کویر های ترک خورده دلمان بس نیست؟! با التهاب رویا هام چه کنم؟ بگو گهواره علی اصغر را بیاورم یا دستهای بریده عمویت را ؟ با گوشواره های به غارت رفته دخترکان چه کنم؟
تقویم هایمان در ماه های محرم و صفر خاک گرفته ،کی برای انتقام این روزهای خاکی می آیی؟
به خدایت شکایت بردم..الهی الیک اشکو فقد نبینا و غیبة ولینا و کثرت عدونا و قلت عددنا..
اگر در این لحظه لحظه های اجابت جاریشان نکنم،کی قادر به این کار خواهم بود؟ به خدایت شکایت کردم از نبودن پیامبرش ،از غیبت سر به فلک کشیده تو از زیادی دشمنان و کم شدن محبان...
نامه ها را یکی یکی خواند از ... به حسین بن علی علیه السلام...
هر کدام از نامه هارا که بو می کنی بوی تیر ونیزه سه شعبه می دهد!